تبليغاتX
:: o f o g HH a y e r o s h a n :: ::افق های روشن::
designer: saeed_asad86
موضوعات سایت
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
گفتگو با مديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

Google PageRank Checker
بایگانی ماهانه مطالب
طراح قالب
سیاسی ـ «جام زهر» یک سرباز به رهبرش!

هاشمی ـ رضاییدر اواخر سال­های نبرد و در کشاکش جنگ تحمیلی رژیم بعث صدام علیه ملت ایران بودیم که کم کم زمزمه تحلیل قوای ایران برای ادامه جنگ در برخی از سران نظامی و سیاسی آن وقت  نواخته شد.

دلایل این عده از مسئولین برای خاتمه جنگ و قبول قطعنامه از سوی امام خمینی(ره)، کمبود امکانات کافی و همچنین عدم استقبال مردم از ادامه مبارزه با جبهه کفر عنوان می­شد.

از جمله مهمترین اشخاصی که در این زمینه بیشترین رایزنی را با امام خمینی(ره) داشتند، مثلث هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس)، میرحسین موسوی (نخست وزیر) و محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) از مسئولین آن سال­های نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.

بعد از صحبت­های به اصطلاح کارشناسی افرادی نظیر شخصیت­های فوق­الذکر و فشار زیاد آن­ها، ایشان امام امت را به پذیرش قطعنامه وادار می­کنند، تا جائیکه امام خمینی(ره) در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه به رشته تحریر درآورده بودند، از نوشیدن جام زهری سخن به میان می­آورند که برای مردمی که برای امامشان جان و سر می­دادند، بسیار دلهره­آور و نگران کننده بود. اما ایشان در ادامه پیام خود بیان می­دارند که آیندگان از حقیقت ماجرا اطلاع پیدا خواهند نمود.

همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامه­ای مشابه نامه­های آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیت­الله خامنه­ای ـ نامه می­دهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین!

به راستی اگر ملت مبارز ایران توان ایستادگی در برابر رژیم منحوس بعثی را نداشت، چگونه پس از قبولی قطعنامه از سوی ایران و حمله مجدد صدام به خاک کشورمان و در پی آن با فرمان تاریخی خمینی کبیر(ره)، مبنی بر حضور حداکثری در جبهه­ها، به ندای امام خود آنچنان با صلابت لبیک گفتند و راهی میدان حق علیه باطل شدند که رژیم صدام دوباره تا مرزها به عقب رانده شد!؟ تا جائیکه امام پس از مشاهده حضور مجدد و پرشکوه مردم در جبهه­ها فرمودند اگر می­دانستم که مردم مانند گذشته در عرصه حضور دارند هرگز قطعنامه را قبول نمی­کردم.

اینجاست که مشخص می­شود برخی از این مسئولین ترسو ـ که نام برخی­شان در بالا آمده ـ با ارائه تحلیل­های نادرست خود جام زهری تلخ را به امام امت نوشاندند.

حال تاریخ تکرار شده و همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامه­ای مشابه نامه­های آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیت­الله خامنه­ای ـ نامه می­دهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین!

این سربازان فداکار! جام زهر دیگری را آماده نموده­اند تا این بار بر خلف صالح آن امام بزرگوار بنوشانند، اما غافل از این نکته­اند که پیروان آن امام همام مؤمنانی هستند که از یک سوراخ دو بار گزیده نخواهند شد، و اجازه نخواهند داد که این سربازان ترسو! و کوتوله جام زهری دیگر بر امام­شان بنوشانند.


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 23:31 در دوشنبه 14 دی1388

| |

اجتماعی ـ لقمه حرام و عدم درک حقیقت

مهدی کروبیدر روز عاشورا، هنگامی که حسین بن علی(علیه­السلام) ـ پس از پندها و نصایح فراوان که با اردوگاه یزید داشت ـ خطاب به سپاهیان باطل فرمود که، اگر شکم­هایتان را از لقمه حرام پُر نمی­کردید به راحتی حق را از باطل تشخیص می­دادید و به حقانیت من پی می­بردید.

شاید برای برخی فهم ارتباط بین لقمه حرام و درک حقیقت کمی سخت باشد، اما اگر کمی نکته بین باشیم، به راحتی می­توان مصداق­های فراوانی را در تبیین این نکته حیاتی و تأثیر گذار نام برد.

برای مثال اگر به زندگی شیخ اصلاحات، مهدی کروبی توجه کنیم به برهه­ای از زندگی وی خواهیم رسید که در کسوت ریاست مجلس بود، و در همان روزها خبری مانند بمب در جامعه صدا کرد و آن، اهدای پول غیر قانونی ـ شما بخوانید حرام ـ از سوی شهرام جزایری به این شیخ ساده لوح بود.

حال با هم می­آییم به کمتر از 10 سال بعد یعنی سال 1388

اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمی­رفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمی­بودیم.

شیخ همان شیخ است؛ با این تفاوت که دیگر  نه تنها در برابر توهین ولی فقیه زمان خود بی تفاوت است، بلکه به پاره شدن عکس بنیانگذار انقلاب ـ همان کسی که شیخ ما تمام اندک اعتبار خود را از او و انقلاب او گرفته ـ  توسط حامیان خود نیز حساسیتی نشان نمی­دهد.

این ها که هیچ، لقمه حرام در شیخ ما آن­چنان تأثیر خود را گذاشته که نه تنها در برابر حرمت­شکنی، رقص و شادی طرفداران خود در روز عاشورا به امام حسین(ع)موضعی نمی­گیرد بلکه در حمایت از آشوب­گران و علیه نظام بیانیه نیز می­دهد.

این است مصداق امروزی تأثیر لقمه حرام در عدم شناخت حقیقت.

اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمی­رفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمی­بودیم.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا. آمین!


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 0:34 در شنبه 12 دی1388

| |

اجتماعی ـ چرا بسیج مستضعفین؟

همه کسانی که خود را بسیجی می­دانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند.

بسیج، مولود مبارک انقلاب و ابتکار فرخنده امام راحل(ره) می­باشد. به راستی چگونه است که امام راحل در هنگام تأسیس چنین نیروی عظیمی صفت «مستضعفین» را در انتهای این نام مقدس قرار داد؟ شاید برخی اینگونه تصور کنند که منظور از «بسیج مستضعفین»، بسیج انسان­هایی است که از فرط بیچارگی و فقر به نان شب محتاجند و تحت ظلم ثروتمندان جامعه قرار دارند، و بسیج مستضعفین به عنوان مرجعی است که می­توانند تحت لوای آن حق خود را از ظالمان اقتصادی بگیرند. حال آنکه اگر اینگونه تصور کنیم بسیاری از اقشار جامعه که مشکل اقتصادی ندارند از دایره بسیج خارج خواهند شد. این سوالی است که به محض شنیدن نام این نهاد مقدس به ذهن خطور می­کند. با چنین تصوری دیگر اقشار جامعه، اعم از کارگران، کارمندان، دانش­آموزان، دانشجویان، بازاری­ها، مهندسان، دکترها و ... که درصد بالایی از جمعیت جهان را تشکیل می­دهند دیگر جایی در بسیج نخواهند داشت!

حال آنکه در تفکرات امام اینگونه بود که ما باید کاری کنیم که همه عضو بسیج باشند و بدین ترتیب بود که فرمان بسیج بیست میلیونی را صادر فرمودند. آری مستضعف تنها به معنای فقیر اقتصادی نیست بلکه فقر اجتماعی، دینی، اخلاقی و ... را دربر می­گیرد.

اگر در دنیا مستضعف اقتصادی باشد مطمئناً ظلم اقتصادی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف اجتماعی باشد مطمئناً ظلم اجتماعی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف اخلاقی باشد مطمئناً ظلم اخلاقی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف دینی باشد مطمئناً انحراف دینی نیز هست، و بسیاری از اگرهای دیگر که بسیج مستضعفین برای مبارزه با این ظلم و ستم­ها و انحرافات، و همچنین کمک به مستضعفین جهان خود را آماده مبارزه با ظالمان نموده است، و همه کسانی که خود را بسیجی می­دانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند.

این است معنای واقعی بسیج مستضعفین.


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 17:20 در دوشنبه 2 آذر1388

| |

پیامک (SMS) ـ سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)

لباس یاس بر تن کرد زهرا(س)                         کنار دست او بنشست مولا

محمد(ص) خطبه خواند زهرا بلی گفت                            غلط گفتم «بلی» نه «یا­علی» گفت

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 11:44 در جمعه 29 آبان1388

| |

سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!

وحدت ملی

پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دولت­های استکباری به ویژه آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولت­های اروپایی نظیر فرانسه و ... که آشکارا علیه نظام اسلامی ایران به پا خواستند، بسیاری از دنباله­های داخلی آن­ها ازجمله خاتمی، موسوی، کروبی و خیلی­های دیگر ـ که ذکر نام همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد ـ فریب ظاهر امر را خوردند و به خیال خام خود که دیگر کار انقلاب تمام است، تراوشات درونی ذهن خود را که مدت­ها منتظر به ظهور رساندن آن بودند، علنی کردند.

باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!

 اینان غافل از تفاوت آنچه در کشورهایی نظیر اوکراین و گرجستان رخ داده و با موفقیت همراه بود، تصور می­کردند که نظام ولایی ایران نیز چیزی شبیه این کشورهاست که با چند تحصن و بستن پارچه­های رنگی حکومت آن تغییر کند!

خاتمی، موسوی و کروبی پس از ادعای اتهامات گوناگون علیه نظام از قبیل تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان، کشته شدن افراد ادعایی ـ که بعدها مشخص شد همگی آن­ها هیچ­گاه کشته نشدند و همگی زنده هستند ـ و ده­ها جرم دیگر، هنگامی که مشاهده نمودند هیچ­کدام از ترفندهای آنان مثمر ثمر نگشته است به­ناچار دست به حربه جدیدی زدند که در ادامه می­خوانید.

آری، در چنین شرایط سختی، تنها راه برون رفت از این شکست مفتضحانه برای این سه نفر، مطرح نمودن طرح­هایی نظیر طرح وحدت ملی می­تواند باشد. وحدتی که هیچ­کدام از آن­ها به هیچ وجه به آن اعتقادی ندارند. زیرا اگر کوچکترین اعتقادی به آن داشتند اعمالی از قبیل تظاهرات غیرقانونی در خیابان ها و آتش زدن اموال مردم و ده­ها جرم دیگر را آن هم به دلیل ادعاهای دروغین مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به زندانیان و ... که تمامی آن ها، هرگز ثابت نشد، انجام نمی­داند.

جاودانه با یاد و خاطره شهدای والا مقام وحدت، شهید شوشتری و همرزمان شهیدش که در بیابان­های سیستان به معنای واقعی کلمه در صدد تحقق وحدت بودند.

کسانی به طرح وحدت ملی اعتقاد دارند که در سایه ولایت فقیه ـ آن هم در عمل و نه در حرف ـ مانند «نورعلی­ شوشتری»­ ها برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی و ایجاد وحدت بیشتر میان برادران شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط دور دست و محروم ایران اسلامی از جان، مال، خانه و کاشانه و همه دلبستگی­های خود می­گذرند تا کوچکترین تعدی به نظام ولایی ایران وارد نشود، تا جایی که نه تنها در زمان حیات خود موجبات وحدت در جامعه اسلامی را فراهم می­نمایند، بلکه ریخته شدن مظلومانه خون­شان نیز بهانه­ای دیگر می­شود برای وحدت بیشتر مردم مسلمان ایران!

حال باید دید کدام­یک از این سران  ـ به اصطلاح ـ اصلاحات چنین خصوصیتی دارند. این یک موضوع بدیهی است که رهبران اصلاحات که در مواقع خطر دم از وحدت می­زنند، هیچ­گاه به این واژه مقدس کوچک­ترین اعتقادی ندارند و نگارنده هیچ شک ندارد که در خلوت خود به این واژه از اعماق وجود پوزخند می­زنند.

در چنین شرایطی باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!


روح اله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 1:2 در سه شنبه 5 آبان1388

| |

اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!

مرز ایران ـ آذربایجانیاد دارم معلم علوم را که وقتی از خواص خاک حرف می­زد، می­گفت که تمام خاک­های کره زمین دارای خواص مشترکی هستند. مثلاً سیلیسیم دارند، منیزیم دارند و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدامشان یادم نیست!

 چند وقت پیش در سفری تفریحی از رشت به آستارا وقتی که از کنار مرز که در سمت راست جاده بود، به آن سوی مرز ـ یعنی خاک کشور جمهوری آذربایجان ـ نگاه می­کردم ناگاه به یاد حرف معلم علوم دوره راهنمایی­ام اتفادم. راست می­گفت علاوه بر شباهت­هایی که او می­گفت چیزهای دیگری نیز بود. مثلاً آن طرف سیم خاردار، همان درختان و بوته­هایی روئیده بودند که در این سمت سیم خاردار نیز وجود داشتند و خیلی چیزهای مشابه دیگر.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

اما در این میان تفاوت­هایی میان این دو خاک بود که در حالت ظاهر دیده نمی­شود، که هرکدامشان بارها و بارها ارزشی بیش از چیزهایی داشتند که معلم علوم سر کلاس درس گفته بود.

ارزش­هایی که خیلی­ها برای آن از بسیاری از علایق خود گذشتند. شاید باور کردنش سخت باشد که یکی برای آن «دست» داد یکی دیگر «پا» داد دیگری «خون» داد آن یکی «سر» داد و بسیاری «جان»!!

این ارزش­ها رنگی دیگر به این خاک می­دهند که زمین تا آسمان آن را با خاک آن طرف سیم خاردار متمایز می­کند. خاکی که ولایت فقیه در آن معنا می­شود، عشق، صفا، صمیمیت و تمام خوبی­های دیگر در آن یافت می­شود.

آری این­ها بود که سبب شد بسیاری برای این خاک جان و سر و دست و پا بدهند تا به سلامت به دست ما برسد و اگر نه، این همه گذشت و فداکاری معنا نمی­یافت.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

با این حال ما مانده­ایم و وظیفه ای بس سنگین در حفظ این خاک. خدا کند شرمنده نشویم .


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 21:15 در جمعه 17 مهر1388

| |

سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی

سید محمد مهدی طباطباییآقای سید مهدی طباطبایی در یک برنامه تلویزیونی نظرات خود را در مورد حوادث بعد از انتخابات در چند جمله بیان نمودند که به این شرح می­باشد:

«من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.»

آقای طباطبایی در بیان نظر خود ـ هر چند در رسانه ملی ـ کاملا آزادند، اما نکته­ای که باید به ایشان تذکر داد اینست که چگونه می­شود که در  تمام مدت قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، که رقبای احمدی­نژاد همه گونه بی­قانونی و تخلف را از خود بروز دادند، هیچگونه موضع گیری نداشته­اند اما در قبال رفتار احمدی­نژاد چنین بی پروا سخن می­گویند.

برای روشن­تر شدن مطلب، لازم است برخی از تخلفات و جرایمی را که از جانب رقبای احمدی­نژاد انجام گرفت و نگارنده مدعی آن است، به جهت سندِ ادعا و همچنین روشن شدن ایشان یادآور شوم؛

براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

1. ارائه آمارهای دروغ که از مراکز وابسته به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه­های تاریخی خود در نماز جمعه به آن اشاره نمودند؛

2. متهم نمودن رئیس جمهور به دروغگویی در تمام تبلیغات گفتاری، نوشتاری و ...؛

3. ایجاد اجتماعات غیرقانونی در خیابان­های شهر؛

4. پیگیری مطالبات از طریق روش­های غیرقانونی و انتشار بیانیه­های هیجان­آور، جهت گسیل مردم به خیابان که منجر به کشته شدن ده­ها انسان بی­گناه گردید؛

5. ایجاد دفتر ضبط برنامه های BBC فارسی در یکی از ستادهای آقای موسوی برای خوراک دادن به این رسانه ضد انقلاب در روزهای انتخابات، و بسیاری دیگر از تخلفات ریز و درشت که پرداختن به همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد.

آقای طباطبایی!

اگر نمی­دانید ـ که می­دانید! ـ طبق اسناد معتبر بدست آمده از اغتشاشگران، تمامی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، همگی از مدت­ها قبل از انتخابات جزو پروژه­های اجرایی جناح مذکور بعد از احراز شکست در انتخابات بود. به همین دلیل قبل از شروع انتخابات کمیته غیرقانونی صیانت از آرا شکل گرفت یعنی زمانی که هنوز هیچ چیز در مورد نتیحه انتخابات مشخص نبود!

آقای طباطبایی!

یک انسان با انصاف چگونه می­تواند تمام این حقایق را نبیند و فقط به شال سبزی که دکتر احمدی­نژاد در روز بعد از انتخابات بر گردن انداخت بی­انصافانه! حمله نماید، و حتی فراتر از آن رفته و آشوب­هایی را که از مدت­ها پیش نقشه آن طراحی شده بود به یک حرکت رئیس جمهور نسبت دهد؟!!

آقای طباطبایی!

با توجه به آنچه که گفته شد، براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

و چه خوب فرمودند رهبر عزیز انقلاب و نایب بر حق امام زمان(روحی له الفداه)، که «همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌های خود باشند زيرا نگفتن مسائلی كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.»(1)

«نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.»(2)

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1. دیدار کارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب 29/4/88

2. همان


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 22:57 در سه شنبه 30 تیر1388

| |

سیاسی ـ یک بام و دو هوای آقای هاشمی!

اکبر هاشمی رفسنجانیجناب هاشمی!

در خطیه­های نماز جمعه مطالبی را گفتید که تمامش در نوع خود جالب بود. نگارنده قصد پرداختن به همه آن­ها را در این وجیزه ندارد و فقط به یکی از آن همه اشاره می­کند:

جناب هاشمی!

از آزادی تمام زندانیان حوادث اخیر که بعد از انتخابات بازداشت شدند حرف زدید. راستی مگر از ماهیت آن­ها خبر ندارید که اینگونه فرمایش کرده­اید؟

جناب هاشمی!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که جرمشان آتش زدن مسجد است، که ملت به آن می­گوید خانه خدا و در فرهنگ مردم مسلمان (شیعه و سنی) از قداست بالایی برخوردار است!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که قاتل کشته شدگان آشوب­های اخیر هستند، که از بدِ روزگار تنها جرمشان حضور در محل حادثه بود و ملت به آن­ها می­گوید انسان­های بیگناه!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که آن­ها را در خانه­های تیمی گرفته­اند، که ملت به آن­ها می گوید ضد انقلاب و منافق!

این­ها که شما برای آزادی­شان گریبان پاره می­کنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملت اند!

 در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که برای دسترسی به سلاح گرم به حوزه­های مقاومت سپاه حمله مسلحانه کردند که ملت به آن­ها میگوید محارب!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که دستشان به خون جوانانی آغشته است که در راه مقابله با همان محارب کشته شدند، که ملت به آن کشته­ها میگوید شهید!

جناب هاشمی!

همه این­ها را نوشتم تا بدانید این­ها که شما برای آزادی­شان گریبان پاره می­کنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملتند!

جناب هاشمی!

در میان فرمایشاتتان از قانون صحبت کردید. در جایی دیگر نیز فرمودید که آزادی زندانیان موجب ایجاد آرامش جامعه و بازگشت اعتماد به مردم خواهد ­شد! من به عنوان یکی از همین مردم از شما سوالی دارم.

چگونه می­توان از قانون، و التزام به قانون دم زد و از سوی دیگر آزادی افرادی چون محارب، قاتل، موثر در براندازی نرم و وابسته به بیگانه را خواستار شد؟!!

جناب هاشمی!

بام خانه ما یک بام و یک هوا دارد!


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 3:12 در دوشنبه 29 تیر1388

| |

شعر - این روزها

آسمان تعطیل است

بادها بیکارند

ابرها خشک و خسیس

هق هق گریه ی خود را خوردند

من دلم می خواهد

دستمالی خیس

روی پیشانی تب دار بیابان بکشم

دستمالم را اما افسوس

نان ماشینی

در تصرف دارد

......

......

......

آبروی ده ما را بردند!


 استاد قيصر امين پور

 

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 13:0 در یکشنبه 14 تیر1388

| |

یک جرعه آفتاب ـ امام خمینی(ره): غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!

امام خمینی(ره)

نمی‌شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌كنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به ای

غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد

نها، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم، ‌من مجلس را قبول ندارم، من رئیس‌جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید،‌ ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این‌كه میزان اكثریت است؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه باید بپذیریم.


 صحيفه امام(ره) جلد 14 صفحه 378

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 18:25 در یکشنبه 31 خرداد1388

| |

:: مطالب پيشين
سیاسی ـ «جام زهر» یک سرباز به رهبرش!
اجتماعی ـ لقمه حرام و عدم درک حقیقت
اجتماعی ـ چرا بسیج مستضعفین؟
پیامک (SMS) ـ سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)
سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!
اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!
سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی
سیاسی ـ یک بام و دو هوای آقای هاشمی!
شعر - این روزها
یک جرعه آفتاب ـ امام خمینی(ره): غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!
شعر ـ آقا سلام
سیاسی ـ «عایشه» های عصر مدرنیته!
شعر ـ وای مردم وای بی مادر شديم
سیاسی ـ شال سبز!
سیاسی ـ «افتضاح» از دیدگاه میرحسین موسوی
یک جرعه آفتاب ـ بسیجی در کلام امام خمینی(ره)
زندگی نامه شهدا ـ شهید مصطفی زمانی
دانلود ـ نقش وهابیت در تحریف حقایق ولادت حضرت علی(ع)
شعر ـ نجوا
خاطرات ـ شهید عبدالحسین برونسی
سیاسی ـ دومین روز تحصن دانشجویان گیلانی در فرودگاه رشت در اعتراض به جنایات صهیونیستها در غزه
سیاسی ـ بیانیه شماره یک دانشجویان رشتی متحصن در فرودگاه بین المللی سردار جنگل رشت
سیاسی ـ «مُنتَظَر» ها بیدارند!
یک جرعه آفتاب ـ پیام مهم رهبر معظم انقلاب به مناسبت جنایات اسرائیل علیه مردم مظلوم غزه
خاطرات ـ شهید مهدی منتظر قائم
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا) ـ شهید محمد ابراهیم همت
شعر ـ تو ننگ عربی، سید حسن!
سیاسی ـ باید به پاخواست! برخیز ای برادر!
اجتماعی ـ مسئوليتهاى فرهنگى بسیجی
یک جرعه آفتاب ـ بسیج از منظر امام خمینی(ره)

::افق های روشن::