صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...

سیاسی![]()
اجتماعی![]()
دفاع مقدس![]()
زندگی نامه شهدا![]()
خاطرات جبهه و جنگ![]()
روزشمار جنگ![]()
پاسخ به ابهامات جنگ![]()
خلاقیت ها در جنگ![]()
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا)ـ![]()
یک جرعه آفتاب![]()
ادبی![]()
شعر![]()
عکس![]()
طنز![]()
دانلود![]()
پیامک (SMS)![]()
دل نوشته هاي روح الله![]()
پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد
...............................
![]()
![]()
![]()
..............................
براي تبادل لينک ابتدا لينک ما را با نام:الله اکبر خامنه ای رهبر ::افق های روشن:: در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار را براي شما انجام دهیم.
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
تاسوعا؛ يعنی نفی تعلقات دنيوی، يعنی ماديت دنيا را كم ديدن، يعنی دست رد بر امان نامه دنيا زدن، يعنی غيرت دينی داشتن.
تاسوعا؛ يعنی ولايت پذيری، يعنی بر لب آب تشنه مردن، تاسوعا يعنی...
يعنی عباس!
و آنان كه عاشورايی مردند، تاسوعايی زيستند.
برادر خوبم! در زندگي، تاسوعاهای زيادی به سراغت می آيند، زنهار كه غفلت نكنی، وگرنه در عاشورای زندگی ات نخواهي دانست كه چه بايد كرد.

حاج حسين خرازي آخرين وصيت نامه خود را 50 روز پيش از شهادتش تنظيم كرده است.
از شهيد حسين خرازي دو وصيت نامه برجاي مانده است. آن چه خواهيد خواند متن كامل دو وصيت نامه اين بزرگوار است .
متن كامل اولين وصيت نامه حاج حسين خرازی:
بسم الله الرحمن الرحيم
من عبدالعاصي حسين خرازي، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد ان عليا و اولاده المعصومين حجج الله.
گواهي مي دهم كه ائمه معصومين گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب ، محبتشان به حكم حق لازم و پيروي آنها موجب نجات و مخالفتشان موجب عذاب و آنها امامان و شفعيان روز جزا هستند.
|
خدايا ! غلط كردم، استغفرالله، خدايا امان، امان از تاريكي و تنگي و فشار قبر و سوال منكر و نكير در روز محشر و قيامت. به فريادم برس. |
انا الله و انا اليه راجعون. اين جانب خود را لايق وصيت نميدانم ولي بنابراين كه وصيت بعد از رفتن هركس راهنماي راه او و بيانگر هدف اوست من هم بر حكم وظيفه چند كلمه مي نويسم.
شخصي هستم معتقد به انقلاب اسلامي ايران و رهبري و ولايت حضرت امام خميني روحي له الفداه ، در عصر غيبت امام زمان (عج). از مردم مي خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه باشند. راه شهداي ما راه حق است، اول ميخواهم كه آنها مرا بخشيده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا ميخواهم كه ادامه دهنده راه آنها باشيم. آنهايي كه با بودنشان و زندگيشان به ما درس ايثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما مي آموختند.
از خانواده شهدا اسرا، مفقودين ميخواهم كه صبر پيشه كنند چرا كه دنيا فاني است و ما معتقد به معاد هستيم و انشاءالله انتقام اين مظلومين را با مظلوم كربلا يكجا خواهيم گرفت.
از خانواده معلولين و مجروحين مي خواهم که با ...
در عملیات کربلای 5 لشکر قدس گیلان تحت امر قرارگاه نجف وبه استعداد 9 گردان پیاده وارد عمل شد. یگانهای قرارگاه نجف بعد از شکستن خط توسط قرارگاه کربلا میبایست وارد عمل میشدند. لشکر قدس گیلان نیز پس از آنکه خط شلمچه باز گردید، بنا به دستور وارد عمل شد. ماموریت لشکر قدس حمله به جزیره بوارین و انهدام قرارگاه فرماندهی مستقر درجزیره و تصرف و تامین جزیره بود.
|
طی عملیات کربلای 5 و مراحل تکمیلی آن لشکر قدس گیلان 253 شهید تقدیم ایران اسلامی نمود. |
در شب اول سه گردان از لشکر وارد عمل شدند: گردان میثم، گردان امام حسین(ع) و حمزه سید الشهدا(ع). این سه گردان موفق شدند قسمتی از جزیره را تصرف نمایند. اما چون سایر یگانها از جناحین به علت مقاومت سرسختانه دشمن موفق به پیشروی نشده بودند و از طرفی تصرف جزیره ناقص صورت گرفته بود، بنا به دستور به مواضع قبلی بازگشتند.
در شب دوم با وارد عمل شدن گردانهای سردار جنگل، کمیل و مالک اشتر بخش
اعظم جزیره بوارین به تصرف رزمندگان لشکر قدس گیلان درآمد و قرارگاههای مستقر در جزیره منهدم گردید. در ادامه عملیات، گردان خندق نیز وارد عمل شده و پس از دفع چندین پاتک، جزیره توسط لشکر قدس گیلان، لشکر نصر و دیگر لشکرها به تصرف کامل نیروهای خودی در آمد.
در ادامه، گردان سلمان به همراه یک گردان از لشکر 57 برای تصرف جزیره ام الطویل وارد عمل شدند. در این مرحله، گردان سلمان موفق شد پل ارتباطی بین جزیره بوارین و ام الطویل را تصرف نماید.
در مراحل بعدی عملیات کربلای 5، لشکر قدس با گردانهای سردار جنگل، میثم، حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در جزیره ام الطویل و سپس در جاده شلمچه در غرب نهر جاسم، به پدافند از مواضع جدید متصرفی پرداختند.
در اواخر سالهای نبرد و در کشاکش جنگ تحمیلی رژیم بعث صدام علیه ملت ایران بودیم که کم کم زمزمه تحلیل قوای ایران برای ادامه جنگ در برخی از سران نظامی و سیاسی آن وقت نواخته شد.
دلایل این عده از مسئولین برای خاتمه جنگ و قبول قطعنامه از سوی امام خمینی(ره)، کمبود امکانات کافی و همچنین عدم استقبال مردم از ادامه مبارزه با جبهه کفر عنوان میشد.
از جمله مهمترین اشخاصی که در این زمینه بیشترین رایزنی را با امام خمینی(ره) داشتند، مثلث هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس)، میرحسین موسوی (نخست وزیر) و محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) از مسئولین آن سالهای نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.
بعد از صحبتهای به اصطلاح کارشناسی افرادی نظیر شخصیتهای فوقالذکر و فشار زیاد آنها، ایشان امام امت را به پذیرش قطعنامه وادار میکنند، تا جائیکه امام خمینی(ره) در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه به رشته تحریر درآورده بودند، از نوشیدن جام زهری سخن به میان میآورند که برای مردمی که برای امامشان جان و سر میدادند، بسیار دلهرهآور و نگران کننده بود. اما ایشان در ادامه پیام خود بیان میدارند که آیندگان از حقیقت ماجرا اطلاع پیدا خواهند نمود.
|
همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامهای مشابه نامههای آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیتالله خامنهای ـ نامه میدهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین! |
به راستی اگر ملت مبارز ایران توان ایستادگی در برابر رژیم منحوس بعثی را نداشت، چگونه پس از قبولی قطعنامه از سوی ایران و حمله مجدد صدام به خاک کشورمان و در پی آن با فرمان تاریخی خمینی کبیر(ره)، مبنی بر حضور حداکثری در جبههها، به ندای امام خود آنچنان با صلابت لبیک گفتند و راهی میدان حق علیه باطل شدند که رژیم صدام دوباره تا مرزها به عقب رانده شد!؟ تا جائیکه امام پس از مشاهده حضور مجدد و پرشکوه مردم در جبههها فرمودند اگر میدانستم که مردم مانند گذشته در عرصه حضور دارند هرگز قطعنامه را قبول نمیکردم.
اینجاست که مشخص میشود برخی از این مسئولین ترسو ـ که نام برخیشان در بالا آمده ـ با ارائه تحلیلهای نادرست خود جام زهری تلخ را به امام امت نوشاندند.
حال تاریخ تکرار شده و همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامهای مشابه نامههای آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیتالله خامنهای ـ نامه میدهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین!
این سربازان فداکار! جام زهر دیگری را آماده نمودهاند تا این بار بر خلف صالح آن امام بزرگوار بنوشانند، اما غافل از این نکتهاند که پیروان آن امام همام مؤمنانی هستند که از یک سوراخ دو بار گزیده نخواهند شد، و اجازه نخواهند داد که این سربازان ترسو! و کوتوله جام زهری دیگر بر امامشان بنوشانند.
روح الله قمری
در روز عاشورا، هنگامی که حسین بن علی(علیهالسلام) ـ پس از پندها و نصایح فراوان که با اردوگاه یزید داشت ـ خطاب به سپاهیان باطل فرمود که، اگر شکمهایتان را از لقمه حرام پُر نمیکردید به راحتی حق را از باطل تشخیص میدادید و به حقانیت من پی میبردید.
شاید برای برخی فهم ارتباط بین لقمه حرام و درک حقیقت کمی سخت باشد، اما اگر کمی نکته بین باشیم، به راحتی میتوان مصداقهای فراوانی را در تبیین این نکته حیاتی و تأثیر گذار نام برد.
برای مثال اگر به زندگی شیخ اصلاحات، مهدی کروبی توجه کنیم به برههای از زندگی وی خواهیم رسید که در کسوت ریاست مجلس بود، و در همان روزها خبری مانند بمب در جامعه صدا کرد و آن، اهدای پول غیر قانونی ـ شما بخوانید حرام ـ از سوی شهرام جزایری به این شیخ ساده لوح بود.
حال با هم میآییم به کمتر از 10 سال بعد یعنی سال 1388
|
اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمیرفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمیبودیم. |
شیخ همان شیخ است؛ با این تفاوت که دیگر نه تنها در برابر توهین ولی فقیه زمان خود بی تفاوت است، بلکه به پاره شدن عکس بنیانگذار انقلاب ـ همان کسی که شیخ ما تمام اندک اعتبار خود را از او و انقلاب او گرفته ـ توسط حامیان خود نیز حساسیتی نشان نمیدهد.
این ها که هیچ، لقمه حرام در شیخ ما آنچنان تأثیر خود را گذاشته که نه تنها در برابر حرمتشکنی، رقص و شادی طرفداران خود در روز عاشورا به امام حسین(ع)موضعی نمیگیرد بلکه در حمایت از آشوبگران و علیه نظام بیانیه نیز میدهد.
این است مصداق امروزی تأثیر لقمه حرام در عدم شناخت حقیقت.
اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمیرفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمیبودیم.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا. آمین!
روح الله قمری
|
همه کسانی که خود را بسیجی میدانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند. |
بسیج، مولود مبارک انقلاب و ابتکار فرخنده امام راحل(ره) میباشد. به راستی چگونه است که امام راحل در هنگام تأسیس چنین نیروی عظیمی صفت «مستضعفین» را در انتهای این نام مقدس قرار داد؟ شاید برخی اینگونه تصور کنند که منظور از «بسیج مستضعفین»، بسیج انسانهایی است که از فرط بیچارگی و فقر به نان شب محتاجند و تحت ظلم ثروتمندان جامعه قرار دارند، و بسیج مستضعفین به عنوان مرجعی است که میتوانند تحت لوای آن حق خود را از ظالمان اقتصادی بگیرند. حال آنکه اگر اینگونه تصور کنیم بسیاری از اقشار جامعه که مشکل اقتصادی ندارند از دایره بسیج خارج خواهند شد. این سوالی است که به محض شنیدن نام این نهاد مقدس به ذهن خطور میکند. با چنین تصوری دیگر اقشار جامعه، اعم از کارگران، کارمندان، دانشآموزان، دانشجویان، بازاریها، مهندسان، دکترها و ... که درصد بالایی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند دیگر جایی در بسیج نخواهند داشت!
حال آنکه در تفکرات امام اینگونه بود که ما باید کاری کنیم که همه عضو بسیج باشند و بدین ترتیب بود که فرمان بسیج بیست میلیونی را صادر فرمودند. آری مستضعف تنها به معنای فقیر اقتصادی نیست بلکه فقر اجتماعی، دینی، اخلاقی و ... را دربر میگیرد.
اگر در دنیا مستضعف اقتصادی باشد مطمئناً ظلم اقتصادی نیز هست.
اگر در دنیا مستضعف اجتماعی باشد مطمئناً ظلم اجتماعی نیز هست.
اگر در دنیا مستضعف اخلاقی باشد مطمئناً ظلم اخلاقی نیز هست.
اگر در دنیا مستضعف دینی باشد مطمئناً انحراف دینی نیز هست، و بسیاری از اگرهای دیگر که بسیج مستضعفین برای مبارزه با این ظلم و ستمها و انحرافات، و همچنین کمک به مستضعفین جهان خود را آماده مبارزه با ظالمان نموده است، و همه کسانی که خود را بسیجی میدانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند.
این است معنای واقعی بسیج مستضعفین.
روح الله قمری
لباس یاس بر تن کرد زهرا(س) کنار دست او بنشست مولا محمد(ص) خطبه خواند زهرا بلی گفت غلط گفتم «بلی» نه «یاعلی» گفت

پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دولتهای استکباری به ویژه آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولتهای اروپایی نظیر فرانسه و ... که آشکارا علیه نظام اسلامی ایران به پا خواستند، بسیاری از دنبالههای داخلی آنها ازجمله خاتمی، موسوی، کروبی و خیلیهای دیگر ـ که ذکر نام همه آنها در این وجیزه نمیگنجد ـ فریب ظاهر امر را خوردند و به خیال خام خود که دیگر کار انقلاب تمام است، تراوشات درونی ذهن خود را که مدتها منتظر به ظهور رساندن آن بودند، علنی کردند.
|
باید به این سه دروغگوی جیرهخوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شدهاند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا میشود با اینان وحدت داشت یا خیر! |
اینان غافل از تفاوت آنچه در کشورهایی نظیر اوکراین و گرجستان رخ داده و با موفقیت همراه بود، تصور میکردند که نظام ولایی ایران نیز چیزی شبیه این کشورهاست که با چند تحصن و بستن پارچههای رنگی حکومت آن تغییر کند!
خاتمی، موسوی و کروبی پس از ادعای اتهامات گوناگون علیه نظام از قبیل تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان، کشته شدن افراد ادعایی ـ که بعدها مشخص شد همگی آنها هیچگاه کشته نشدند و همگی زنده هستند ـ و دهها جرم دیگر، هنگامی که مشاهده نمودند هیچکدام از ترفندهای آنان مثمر ثمر نگشته است بهناچار دست به حربه جدیدی زدند که در ادامه میخوانید.
آری، در چنین شرایط سختی، تنها راه برون رفت از این شکست مفتضحانه برای این سه نفر، مطرح نمودن طرحهایی نظیر طرح وحدت ملی میتواند باشد. وحدتی که هیچکدام از آنها به هیچ وجه به آن اعتقادی ندارند. زیرا اگر کوچکترین اعتقادی به آن داشتند اعمالی از قبیل تظاهرات غیرقانونی در خیابان ها و آتش زدن اموال مردم و دهها جرم دیگر را آن هم به دلیل ادعاهای دروغین مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به زندانیان و ... که تمامی آن ها، هرگز ثابت نشد، انجام نمیداند.
جاودانه با یاد و خاطره شهدای والا مقام وحدت، شهید شوشتری و همرزمان شهیدش که در بیابانهای سیستان به معنای واقعی کلمه در صدد تحقق وحدت بودند.
کسانی به طرح وحدت ملی اعتقاد دارند که در سایه ولایت فقیه ـ آن هم در عمل و نه در حرف ـ مانند «نورعلی شوشتری» ها برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی و ایجاد وحدت بیشتر میان برادران شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط دور دست و محروم ایران اسلامی از جان، مال، خانه و کاشانه و همه دلبستگیهای خود میگذرند تا کوچکترین تعدی به نظام ولایی ایران وارد نشود، تا جایی که نه تنها در زمان حیات خود موجبات وحدت در جامعه اسلامی را فراهم مینمایند، بلکه ریخته شدن مظلومانه خونشان نیز بهانهای دیگر میشود برای وحدت بیشتر مردم مسلمان ایران!
حال باید دید کدامیک از این سران ـ به اصطلاح ـ اصلاحات چنین خصوصیتی دارند. این یک موضوع بدیهی است که رهبران اصلاحات که در مواقع خطر دم از وحدت میزنند، هیچگاه به این واژه مقدس کوچکترین اعتقادی ندارند و نگارنده هیچ شک ندارد که در خلوت خود به این واژه از اعماق وجود پوزخند میزنند.
در چنین شرایطی باید به این سه دروغگوی جیرهخوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شدهاند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا میشود با اینان وحدت داشت یا خیر!
روح اله قمری
یاد دارم معلم علوم را که وقتی از خواص خاک حرف میزد، میگفت که تمام خاکهای کره زمین دارای خواص مشترکی هستند. مثلاً سیلیسیم دارند، منیزیم دارند و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدامشان یادم نیست!
چند وقت پیش در سفری تفریحی از رشت به آستارا وقتی که از کنار مرز که در سمت راست جاده بود، به آن سوی مرز ـ یعنی خاک کشور جمهوری آذربایجان ـ نگاه میکردم ناگاه به یاد حرف معلم علوم دوره راهنماییام اتفادم. راست میگفت علاوه بر شباهتهایی که او میگفت چیزهای دیگری نیز بود. مثلاً آن طرف سیم خاردار، همان درختان و بوتههایی روئیده بودند که در این سمت سیم خاردار نیز وجود داشتند و خیلی چیزهای مشابه دیگر.
|
در راه برگشت با خود فکر میکردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز میداشتیم. |
اما در این میان تفاوتهایی میان این دو خاک بود که در حالت ظاهر دیده نمیشود، که هرکدامشان بارها و بارها ارزشی بیش از چیزهایی داشتند که معلم علوم سر کلاس درس گفته بود.
ارزشهایی که خیلیها برای آن از بسیاری از علایق خود گذشتند. شاید باور کردنش سخت باشد که یکی برای آن «دست» داد یکی دیگر «پا» داد دیگری «خون» داد آن یکی «سر» داد و بسیاری «جان»!!
این ارزشها رنگی دیگر به این خاک میدهند که زمین تا آسمان آن را با خاک آن طرف سیم خاردار متمایز میکند. خاکی که ولایت فقیه در آن معنا میشود، عشق، صفا، صمیمیت و تمام خوبیهای دیگر در آن یافت میشود.
آری اینها بود که سبب شد بسیاری برای این خاک جان و سر و دست و پا بدهند تا به سلامت به دست ما برسد و اگر نه، این همه گذشت و فداکاری معنا نمییافت.
در راه برگشت با خود فکر میکردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز میداشتیم.
با این حال ما ماندهایم و وظیفه ای بس سنگین در حفظ این خاک. خدا کند شرمنده نشویم .
روح الله قمری
آقای سید مهدی طباطبایی در یک برنامه تلویزیونی نظرات خود را در مورد حوادث بعد از انتخابات در چند جمله بیان نمودند که به این شرح میباشد:
«من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانیای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی میکردند بسیاری از این فتنهها اتفاق نمیافتاد.»
آقای طباطبایی در بیان نظر خود ـ هر چند در رسانه ملی ـ کاملا آزادند، اما نکتهای که باید به ایشان تذکر داد اینست که چگونه میشود که در تمام مدت قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، که رقبای احمدینژاد همه گونه بیقانونی و تخلف را از خود بروز دادند، هیچگونه موضع گیری نداشتهاند اما در قبال رفتار احمدینژاد چنین بی پروا سخن میگویند.
برای روشنتر شدن مطلب، لازم است برخی از تخلفات و جرایمی را که از جانب رقبای احمدینژاد انجام گرفت و نگارنده مدعی آن است، به جهت سندِ ادعا و همچنین روشن شدن ایشان یادآور شوم؛
|
براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!! |
1. ارائه آمارهای دروغ که از مراکز وابسته به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبههای تاریخی خود در نماز جمعه به آن اشاره نمودند؛
2. متهم نمودن رئیس جمهور به دروغگویی در تمام تبلیغات گفتاری، نوشتاری و ...؛
3. ایجاد اجتماعات غیرقانونی در خیابانهای شهر؛
4. پیگیری مطالبات از طریق روشهای غیرقانونی و انتشار بیانیههای هیجانآور، جهت گسیل مردم به خیابان که منجر به کشته شدن دهها انسان بیگناه گردید؛
5. ایجاد دفتر ضبط برنامه های BBC فارسی در یکی از ستادهای آقای موسوی برای خوراک دادن به این رسانه ضد انقلاب در روزهای انتخابات، و بسیاری دیگر از تخلفات ریز و درشت که پرداختن به همه آنها در این وجیزه نمیگنجد.
آقای طباطبایی!
اگر نمیدانید ـ که میدانید! ـ طبق اسناد معتبر بدست آمده از اغتشاشگران، تمامی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، همگی از مدتها قبل از انتخابات جزو پروژههای اجرایی جناح مذکور بعد از احراز شکست در انتخابات بود. به همین دلیل قبل از شروع انتخابات کمیته غیرقانونی صیانت از آرا شکل گرفت یعنی زمانی که هنوز هیچ چیز در مورد نتیحه انتخابات مشخص نبود!
آقای طباطبایی!
یک انسان با انصاف چگونه میتواند تمام این حقایق را نبیند و فقط به شال سبزی که دکتر احمدینژاد در روز بعد از انتخابات بر گردن انداخت بیانصافانه! حمله نماید، و حتی فراتر از آن رفته و آشوبهایی را که از مدتها پیش نقشه آن طراحی شده بود به یک حرکت رئیس جمهور نسبت دهد؟!!
آقای طباطبایی!
با توجه به آنچه که گفته شد، براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!
و چه خوب فرمودند رهبر عزیز انقلاب و نایب بر حق امام زمان(روحی له الفداه)، که «همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتنهای خود باشند زيرا نگفتن مسائلی كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.»(1)
«نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.»(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــ
1. دیدار کارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب 29/4/88
2. همان
روح الله قمری