تبليغاتX
:: o f o g HH a y e r o s h a n :: ::افق های روشن::
designer: saeed_asad86
موضوعات سایت
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
گفتگو با مديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

Google Page Rank
بایگانی ماهانه مطالب
طراح قالب
سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!

وحدت ملی

پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دولت­های استکباری به ویژه آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولت­های اروپایی نظیر فرانسه و ... که آشکارا علیه نظام اسلامی ایران به پا خواستند، بسیاری از دنباله­های داخلی آن­ها ازجمله خاتمی، موسوی، کروبی و خیلی­های دیگر ـ که ذکر نام همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد ـ فریب ظاهر امر را خوردند و به خیال خام خود که دیگر کار انقلاب تمام است، تراوشات درونی ذهن خود را که مدت­ها منتظر به ظهور رساندن آن بودند، علنی کردند.

باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!

 اینان غافل از تفاوت آنچه در کشورهایی نظیر اوکراین و گرجستان رخ داده و با موفقیت همراه بود، تصور می­کردند که نظام ولایی ایران نیز چیزی شبیه این کشورهاست که با چند تحصن و بستن پارچه­های رنگی حکومت آن تغییر کند!

خاتمی، موسوی و کروبی پس از ادعای اتهامات گوناگون علیه نظام از قبیل تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان، کشته شدن افراد ادعایی ـ که بعدها مشخص شد همگی آن­ها هیچ­گاه کشته نشدند و همگی زنده هستند ـ و ده­ها جرم دیگر، هنگامی که مشاهده نمودند هیچ­کدام از ترفندهای آنان مثمر ثمر نگشته است به­ناچار دست به حربه جدیدی زدند که در ادامه می­خوانید.

آری، در چنین شرایط سختی، تنها راه برون رفت از این شکست مفتضحانه برای این سه نفر، مطرح نمودن طرح­هایی نظیر طرح وحدت ملی می­تواند باشد. وحدتی که هیچ­کدام از آن­ها به هیچ وجه به آن اعتقادی ندارند. زیرا اگر کوچکترین اعتقادی به آن داشتند اعمالی از قبیل تظاهرات غیرقانونی در خیابان ها و آتش زدن اموال مردم و ده­ها جرم دیگر را آن هم به دلیل ادعاهای دروغین مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به زندانیان و ... که تمامی آن ها، هرگز ثابت نشد، انجام نمی­داند.

جاودانه با یاد و خاطره شهدای والا مقام وحدت، شهید شوشتری و همرزمان شهیدش که در بیابان­های سیستان به معنای واقعی کلمه در صدد تحقق وحدت بودند.

کسانی به طرح وحدت ملی اعتقاد دارند که در سایه ولایت فقیه ـ آن هم در عمل و نه در حرف ـ مانند «نورعلی­ شوشتری»­ ها برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی و ایجاد وحدت بیشتر میان برادران شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط دور دست و محروم ایران اسلامی از جان، مال، خانه و کاشانه و همه دلبستگی­های خود می­گذرند تا کوچکترین تعدی به نظام ولایی ایران وارد نشود، تا جایی که نه تنها در زمان حیات خود موجبات وحدت در جامعه اسلامی را فراهم می­نمایند، بلکه ریخته شدن مظلومانه خون­شان نیز بهانه­ای دیگر می­شود برای وحدت بیشتر مردم مسلمان ایران!

حال باید دید کدام­یک از این سران  ـ به اصطلاح ـ اصلاحات چنین خصوصیتی دارند. این یک موضوع بدیهی است که رهبران اصلاحات که در مواقع خطر دم از وحدت می­زنند، هیچ­گاه به این واژه مقدس کوچک­ترین اعتقادی ندارند و نگارنده هیچ شک ندارد که در خلوت خود به این واژه از اعماق وجود پوزخند می­زنند.

در چنین شرایطی باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!


روح اله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 1:2 در سه شنبه 5 آبان1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!

مرز ایران ـ آذربایجانیاد دارم معلم علوم را که وقتی از خواص خاک حرف می­زد، می­گفت که تمام خاک­های کره زمین دارای خواص مشترکی هستند. مثلاً سیلیسیم دارند، منیزیم دارند و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدامشان یادم نیست!

 چند وقت پیش در سفری تفریحی از رشت به آستارا وقتی که از کنار مرز که در سمت راست جاده بود، به آن سوی مرز ـ یعنی خاک کشور جمهوری آذربایجان ـ نگاه می­کردم ناگاه به یاد حرف معلم علوم دوره راهنمایی­ام اتفادم. راست می­گفت علاوه بر شباهت­هایی که او می­گفت چیزهای دیگری نیز بود. مثلاً آن طرف سیم خاردار، همان درختان و بوته­هایی روئیده بودند که در این سمت سیم خاردار نیز وجود داشتند و خیلی چیزهای مشابه دیگر.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

اما در این میان تفاوت­هایی میان این دو خاک بود که در حالت ظاهر دیده نمی­شود، که هرکدامشان بارها و بارها ارزشی بیش از چیزهایی داشتند که معلم علوم سر کلاس درس گفته بود.

ارزش­هایی که خیلی­ها برای آن از بسیاری از علایق خود گذشتند. شاید باور کردنش سخت باشد که یکی برای آن «دست» داد یکی دیگر «پا» داد دیگری «خون» داد آن یکی «سر» داد و بسیاری «جان»!!

این ارزش­ها رنگی دیگر به این خاک می­دهند که زمین تا آسمان آن را با خاک آن طرف سیم خاردار متمایز می­کند. خاکی که ولایت فقیه در آن معنا می­شود، عشق، صفا، صمیمیت و تمام خوبی­های دیگر در آن یافت می­شود.

آری این­ها بود که سبب شد بسیاری برای این خاک جان و سر و دست و پا بدهند تا به سلامت به دست ما برسد و اگر نه، این همه گذشت و فداکاری معنا نمی­یافت.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

با این حال ما مانده­ایم و وظیفه ای بس سنگین در حفظ این خاک. خدا کند شرمنده نشویم .


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 21:15 در جمعه 17 مهر1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی

سید محمد مهدی طباطباییآقای سید مهدی طباطبایی در یک برنامه تلویزیونی نظرات خود را در مورد حوادث بعد از انتخابات در چند جمله بیان نمودند که به این شرح می­باشد:

«من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.»

آقای طباطبایی در بیان نظر خود ـ هر چند در رسانه ملی ـ کاملا آزادند، اما نکته­ای که باید به ایشان تذکر داد اینست که چگونه می­شود که در  تمام مدت قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، که رقبای احمدی­نژاد همه گونه بی­قانونی و تخلف را از خود بروز دادند، هیچگونه موضع گیری نداشته­اند اما در قبال رفتار احمدی­نژاد چنین بی پروا سخن می­گویند.

برای روشن­تر شدن مطلب، لازم است برخی از تخلفات و جرایمی را که از جانب رقبای احمدی­نژاد انجام گرفت و نگارنده مدعی آن است، به جهت سندِ ادعا و همچنین روشن شدن ایشان یادآور شوم؛

براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

1. ارائه آمارهای دروغ که از مراکز وابسته به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه­های تاریخی خود در نماز جمعه به آن اشاره نمودند؛

2. متهم نمودن رئیس جمهور به دروغگویی در تمام تبلیغات گفتاری، نوشتاری و ...؛

3. ایجاد اجتماعات غیرقانونی در خیابان­های شهر؛

4. پیگیری مطالبات از طریق روش­های غیرقانونی و انتشار بیانیه­های هیجان­آور، جهت گسیل مردم به خیابان که منجر به کشته شدن ده­ها انسان بی­گناه گردید؛

5. ایجاد دفتر ضبط برنامه های BBC فارسی در یکی از ستادهای آقای موسوی برای خوراک دادن به این رسانه ضد انقلاب در روزهای انتخابات، و بسیاری دیگر از تخلفات ریز و درشت که پرداختن به همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد.

آقای طباطبایی!

اگر نمی­دانید ـ که می­دانید! ـ طبق اسناد معتبر بدست آمده از اغتشاشگران، تمامی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، همگی از مدت­ها قبل از انتخابات جزو پروژه­های اجرایی جناح مذکور بعد از احراز شکست در انتخابات بود. به همین دلیل قبل از شروع انتخابات کمیته غیرقانونی صیانت از آرا شکل گرفت یعنی زمانی که هنوز هیچ چیز در مورد نتیحه انتخابات مشخص نبود!

آقای طباطبایی!

یک انسان با انصاف چگونه می­تواند تمام این حقایق را نبیند و فقط به شال سبزی که دکتر احمدی­نژاد در روز بعد از انتخابات بر گردن انداخت بی­انصافانه! حمله نماید، و حتی فراتر از آن رفته و آشوب­هایی را که از مدت­ها پیش نقشه آن طراحی شده بود به یک حرکت رئیس جمهور نسبت دهد؟!!

آقای طباطبایی!

با توجه به آنچه که گفته شد، براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

و چه خوب فرمودند رهبر عزیز انقلاب و نایب بر حق امام زمان(روحی له الفداه)، که «همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌های خود باشند زيرا نگفتن مسائلی كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.»(1)

«نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.»(2)

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1. دیدار کارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب 29/4/88

2. همان


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 22:57 در سه شنبه 30 تیر1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سیاسی ـ یک بام و دو هوای آقای هاشمی!

اکبر هاشمی رفسنجانیجناب هاشمی!

در خطیه­های نماز جمعه مطالبی را گفتید که تمامش در نوع خود جالب بود. نگارنده قصد پرداختن به همه آن­ها را در این وجیزه ندارد و فقط به یکی از آن همه اشاره می­کند:

جناب هاشمی!

از آزادی تمام زندانیان حوادث اخیر که بعد از انتخابات بازداشت شدند حرف زدید. راستی مگر از ماهیت آن­ها خبر ندارید که اینگونه فرمایش کرده­اید؟

جناب هاشمی!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که جرمشان آتش زدن مسجد است، که ملت به آن می­گوید خانه خدا و در فرهنگ مردم مسلمان (شیعه و سنی) از قداست بالایی برخوردار است!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که قاتل کشته شدگان آشوب­های اخیر هستند، که از بدِ روزگار تنها جرمشان حضور در محل حادثه بود و ملت به آن­ها می­گوید انسان­های بیگناه!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که آن­ها را در خانه­های تیمی گرفته­اند، که ملت به آن­ها می گوید ضد انقلاب و منافق!

این­ها که شما برای آزادی­شان گریبان پاره می­کنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملت اند!

 در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که برای دسترسی به سلاح گرم به حوزه­های مقاومت سپاه حمله مسلحانه کردند که ملت به آن­ها میگوید محارب!

در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که دستشان به خون جوانانی آغشته است که در راه مقابله با همان محارب کشته شدند، که ملت به آن کشته­ها میگوید شهید!

جناب هاشمی!

همه این­ها را نوشتم تا بدانید این­ها که شما برای آزادی­شان گریبان پاره می­کنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملتند!

جناب هاشمی!

در میان فرمایشاتتان از قانون صحبت کردید. در جایی دیگر نیز فرمودید که آزادی زندانیان موجب ایجاد آرامش جامعه و بازگشت اعتماد به مردم خواهد ­شد! من به عنوان یکی از همین مردم از شما سوالی دارم.

چگونه می­توان از قانون، و التزام به قانون دم زد و از سوی دیگر آزادی افرادی چون محارب، قاتل، موثر در براندازی نرم و وابسته به بیگانه را خواستار شد؟!!

جناب هاشمی!

بام خانه ما یک بام و یک هوا دارد!


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 3:12 در دوشنبه 29 تیر1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شعر - این روزها

آسمان تعطیل است

بادها بیکارند

ابرها خشک و خسیس

هق هق گریه ی خود را خوردند

من دلم می خواهد

دستمالی خیس

روی پیشانی تب دار بیابان بکشم

دستمالم را اما افسوس

نان ماشینی

در تصرف دارد

......

......

......

آبروی ده ما را بردند!


 استاد قيصر امين پور

 

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 13:0 در یکشنبه 14 تیر1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یک جرعه آفتاب ـ امام خمینی(ره): غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!

امام خمینی(ره)

نمی‌شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌كنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به ای

غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد

نها، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم، ‌من مجلس را قبول ندارم، من رئیس‌جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید،‌ ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این‌كه میزان اكثریت است؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه باید بپذیریم.


 صحيفه امام(ره) جلد 14 صفحه 378

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 18:25 در یکشنبه 31 خرداد1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شعر ـ آقا سلام

آقا ســـــــــلام ، باز منـــــــم خاک پایــــتان                  دیـــوانه ای که لک زده قلبــــش برایــــــتان

یک کاغـــذ برهنه ی بی مهر و پاکت است                  این بار نامــــه ام به تو اتمام حجـــت است

این بار مثنـــوی ست غـــــزل در غم تو مرد                  از بس به انتـــــــظار نشست و فریب خورد

در این کلاس ســــرد حضور تو واجب است                  این بار چندم است که استاد غایب است؟

دیگر نه ندبــــــه فایــــده دارد نه انتــــــظار                   آقا تــــو را به روح غـــــــــــزل هی مرا نکار

این جمعه هم گذشت، نیامد خبـــــــر ز تو                   گشتم ولی نبــــــود نشان و اثــــــــــر ز تو

نرگس شکفتــــه است تو را داد می زنـــد                   آقا بیا که فاصـــــله فــــــریاد می زنــــــــد

دیشب ستاره سوخت، غزل مرد، گل برید                   تا کی به انتظار تو هر جمعه صد شهیــــد؟

این روزها زمیـــــن و زمان زار می زنــــــــد                   آیینـــــه سر به سینه ی دیـــــــوار می زند

باران ، غـــــــــرور پنــجره را خیس می کند                  اینجا فرشــــــته سجده به ابلیس می کند

تلخ است طعم هر چه غــــزل در گلوی گل                  بر باد رفتــــــــــه غنـــــــچه ی پر آرزوی گل

این روزها نمی شــــــــــــود اندوهگین نبود                  دلــــــواپس نهایــــــــت تلخ زمیــــــــن نبود

تب کرده مادرم ز غمت مدتـــــی مدیـــــــد                  هذیان مادرم شده «آقا خوش آمدیــــد»

امشب دلم هوای تو کرده ست، بد رقـــــم                  من جمعه ها عجیب پریشان و عاشقــــــم

آقا ! به حرمــــــــــت نفـــــس اطلسـی بیا                  در اضطراب ثانیــــــــــــــه ی بی کسـی بیا

امشب دلم عجیب تو را درد می کشـــــــد                  دستم مدام واژه ی « بر گرد » می کشـد

ماهم! اگر تو  دیر کنی دل نمی تپـــــــــــد                   دیگر دقیقه رد شده از ساعت نــــــــــــــود

این جمعه هم دوباره دلم در غمت شکست                 مادر برای آمدنت نـــــــــــــــذر کرده است:

سیصد هزار شاخـــــه ی نرگس بکارد و ...                  سیصد هزار قطـــــــــره ی شبنم ببارد و ...

من سیــــزده ترانـــــــــــــــــه بگویم برای تو                  من، دختـــری که گم شده در های های تو

حالا به پای مثنـــــــــوی ام سجده می کنم                 خود را برای تا به ابـــــد بنــــــــــده می کنم

امضاء : دو چشم خیس و دلی در هوایتـــان                 دیوانه ای که لک زده قلبش برایتــــــــــان ...


  همیلا محمدی

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 15:28 در جمعه 29 خرداد1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سیاسی ـ «عایشه» های عصر مدرنیته!

عاتقه صدیقی؛ همسر شهید رجاییداستان جنگ جمل را به خاطر داریم، زمانی که عایشه همسر رسول گرامی اسلام با سوءاستفاده از نسبت با پیامبر خدا، جنگ جمل را بر حضرت امیرالمومنین تحمیل نمود.

در آن روز گمراهان به خیال باطل خود معیارهایی را که پیامبر قبل از پایان عمر شریفش، تبیین نموده بود را رها کردند و به نسبت ها توجه کردند و جانب همسر پیامبر را گرفتند و ... .

امروز نیز تاریخ به گونه­ای دیگر تکرار شده است. برخی افراد از قبیل «عاتقه صدیقی» همسر شهید رجایی در سخنرانی­های خود مواضع احمدی­نژاد که منطیق بر دفاع از آرمان­های انقلاب و اسلام و زنده کردن گفتمان امام خمینی(ره) است را محکوم می­کنند، آن هم با پنهان شدن پشت سر شهیدان رجایی و امثالهم و سوءاستفاده از شخصیت مورد قبول آن بزرگواران!

حال باید به این دسته خاطر نشان کرد که آیا صرف همسری شهید رجایی بودن مصداق همفکری شما با آن شهید است؟ صد البته که اینچنین نیست؟ اگر اینگونه بود ـ که اینطور نیست ـ باید میان علی(ع) و عایشه ـ نعوذباالله ـ جانب حق را به عایشه داد. حربه­ای که دشمنان اسلام در مقابل علی(ع) به­کار بردند، در عصر حاضر نیز در حال تکرار است!علی(ع) باحق است و حق با علی(ع)

آری، تاریخ تکرار مکررات است!

در آن روز تاریخی عایشه ـ که شاید خود ملعبه دست دشمنان اسلام قرار گرفته بود ـ با استفاده از نسبت خود با پیامبر(ص) مردم عوام و بی­خرد را به دور خود جمع نمود و به جنگ با امیرالمومنین علی(ع) پرداخت، درحالیکه تنها کسی که با معیارهای پیامبر و اسلام همخوانی داشت و یا به عبارتی بهتر خود اسلام بود، علی(ع) بود.

اگر در روزگاری معیارها فراموش شود و نسبت­ها جایگزین گردند، همان حادثه تلخ جنگ جمل تکرار خواهد شد. حادثه­ای که دیروز به واسطه عایشه اجرا شد، امروز به واسطه امثال همسر شهید رجایی به وقوع پیوسته و فردا نیز بدون شک از جانب کسی دیگر به وقوع خواهد پیوست.

حال باید مواظب بود که در این آشفته بازار فتنه­گری در این عصر مدرنیته، میان علی(ع) و عایشه زمان، حق را شناخت و حق را انتخاب کرد.انشاءالله


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 1:9 در دوشنبه 11 خرداد1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شعر ـ وای مردم وای بی مادر شديم

تار و پود مصطفی يك لاله بود آن هم بسوخت!

شهر پیغمبر پر از بیداد شد                         آسمان لبریز از فریاد شد

نخل ها بر سینه  و سر می زدند                  طائران عرش پرپر می زدند

چشم جبریل امین مبهوت بود                      غرق ماتم عالم لاهوت بود

چشم عالم لب به لب الماس شد                خاک یثرب مست بوی یاس شد

عالمی خاموش و بی مهتاب گشت              ارغوان رخ، ماه عالمتاب گشت

شاپرک هاییم و خاکستر شدیم                   وای مردم، وای بی مادر شديم


زنده یاد ابوالفضل سپهر

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 12:45 در چهارشنبه 6 خرداد1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سیاسی ـ شال سبز!

شال سبزآقای میرحسین موسوی علی­رغم این که هنوز زمان تبلیغات انتخاباتی فرا نرسیده است، بر خلاف قانون در حال تبلیغات انتخاباتی هستند.

ایشان گاهاً برخی مطالب را بیان می­کنند که به نوبه خود جای بررسی دارد. برای مثال ایشان در بعضی از سخنرانی­های تبلیغاتی ـ­تاکید می­شود تبلیغاتی­ـ خود افکار و عملکرد دولت احمدی­نژاد را پوپولیستی و عوام­فریبی و «استفاده ابزاری از اعتقادات مردم» ارزیابی کردند. از جمله موارد مورد استناد موسوی، دیدگاه های مذهبی احمدی­نژاد، توسل به ائمه در تمامی مناسبات داخلی و خارجی وی، استفاده وی از جملات با محتوای ظهور امام زمان(عج) و ... می­باشد، که موسوی برای اثبات ادعای خویش از آن­ها نام می­برد.

از سوی دیگر، افکار و عملکرد احمدی­نژاد در حالی مورد انتقاد میرحسین موسوی قرار گرفته، که اخیراً ایشان در سخنرانی­ها، میتینگ­ها و دیگر برنامه­های تبلیغاتی خود، از نماد سبز در قالب شال سبز و پرچم سبز استفاده می­کند، که نشانگر سیادت ایشان می­باشد و دلیل استفاده از این شیوه تبلیغ هم این است که مردم ایران به سیادت افراد احترام ویژه می گذارند.

نگارنده قصد بررسی درستی  و یا نادرستی ادعای جناب موسوی را ندارد، اما اگر رفتار احمدی­نژاد ـ­بنا بر ادعای آقای موسوی­ـ یک حرکت پوپولیستی و عوام گرایانه باشد، سوالاتی که در این میان به ذهن خطور می­کند این است که؛

آیا این سیاست آقای موسوی قابلیت دفاع دارد، و اگر دارد چگونه است که عملکرد احمدی­نژاد پوپولیستی است و در مقابل عملکرد موسوی پوپولیستی نیست؟

چرا آقای میرحسین موسوی خود از همین روش عوام فریبانه و پوپولیستی ـ­به زعم خود ایشان­ـ برای جذب مخاطب استفاده می­کند؟

سوالاتی که آقای میرحسین موسوی تا کنون به آن­ها جواب نداده است!!

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 1:9 در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388

| |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
:: مطالب پيشين
سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!
اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!
سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی
سیاسی ـ یک بام و دو هوای آقای هاشمی!
شعر - این روزها
یک جرعه آفتاب ـ امام خمینی(ره): غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!
شعر ـ آقا سلام
سیاسی ـ «عایشه» های عصر مدرنیته!
شعر ـ وای مردم وای بی مادر شديم
سیاسی ـ شال سبز!
سیاسی ـ «افتضاح» از دیدگاه میرحسین موسوی
یک جرعه آفتاب ـ بسیجی در کلام امام خمینی(ره)
زندگی نامه شهدا ـ شهید مصطفی زمانی
دانلود ـ نقش وهابیت در تحریف حقایق ولادت حضرت علی(ع)
شعر ـ نجوا
خاطرات ـ شهید عبدالحسین برونسی
سیاسی ـ دومین روز تحصن دانشجویان گیلانی در فرودگاه رشت در اعتراض به جنایات صهیونیستها در غزه
سیاسی ـ بیانیه شماره یک دانشجویان رشتی متحصن در فرودگاه بین المللی سردار جنگل رشت
سیاسی ـ «مُنتَظَر» ها بیدارند!
یک جرعه آفتاب ـ پیام مهم رهبر معظم انقلاب به مناسبت جنایات اسرائیل علیه مردم مظلوم غزه
خاطرات ـ شهید مهدی منتظر قائم
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا) ـ شهید محمد ابراهیم همت
شعر ـ تو ننگ عربی، سید حسن!
سیاسی ـ باید به پاخواست! برخیز ای برادر!
اجتماعی ـ مسئوليتهاى فرهنگى بسیجی
یک جرعه آفتاب ـ بسیج از منظر امام خمینی(ره)
شعر ـ من، تو، او ...
خاطرات ـ شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)
نصیحت نامه ـ نامه ای از شهيد حسین قجه ای
شعر ـ نیامدی!

::افق های روشن::