تبليغاتX
::English:: ::Français:: ::Deutsch:: ::中文:: ::עברית:: ::العربیة::

الله اکبر خامنه ای رهبر ::افق های روشن::
designer: saeed_asad86
موضوعات سایت
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
گفتگو با مديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

Google PageRank Checker
بایگانی ماهانه مطالب
طراح قالب
عکس ـ الله اکبر خامنه ای رهبر

ما بیشماریم

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 13:4 در چهارشنبه 21 بهمن1388

| |

نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا) ـ شهيد حسين خرازی، فرمانده لشكر 14 امام حسين(ع)

حاج حسین خرازیحاج حسين خرازي آخرين وصيت نامه خود را 50 روز پيش از شهادتش تنظيم كرده است.

از شهيد حسين خرازي دو وصيت نامه برجاي مانده است. آن چه خواهيد خواند متن كامل دو وصيت نامه اين بزرگوار است .

متن كامل اولين وصيت نامه حاج حسين خرازی:

بسم الله الرحمن الرحيم

من عبدالعاصي حسين خرازي، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد ان عليا و اولاده المعصومين حجج الله.

گواهي مي دهم كه ائمه معصومين گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب ، محبتشان به حكم حق لازم و پيروي آنها موجب نجات و مخالفتشان موجب عذاب و آنها امامان و شفعيان روز جزا هستند.

خدايا ! غلط كردم، استغفرالله، خدايا امان، امان از تاريكي و تنگي و فشار قبر و سوال منكر و نكير در روز محشر و قيامت. به فريادم برس.

انا الله و انا اليه راجعون. اين جانب خود را لايق وصيت نمي‌دانم ولي بنابراين كه وصيت بعد از رفتن هركس راهنماي راه او و بيانگر هدف اوست من هم بر حكم وظيفه چند كلمه مي نويسم.

شخصي هستم معتقد به انقلاب اسلامي ايران و رهبري و ولايت حضرت امام خميني روحي له الفداه ، در عصر غيبت امام زمان (عج). از مردم مي خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه باشند. راه شهداي ما راه حق است، اول مي‌خواهم كه آنها مرا بخشيده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا مي‌خواهم كه ادامه دهنده راه آنها باشيم. آنهايي كه با بودنشان و زندگيشان به ما درس ايثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما مي آموختند.

از خانواده شهدا اسرا، مفقودين مي‌خواهم كه صبر پيشه كنند چرا كه دنيا فاني است و ما معتقد به معاد هستيم و انشاء‌الله انتقام اين مظلومين را با مظلوم كربلا يكجا خواهيم گرفت.

از خانواده معلولين و مجروحين مي خواهم که با ...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 11:57 در سه شنبه 20 بهمن1388

| |

دفاع مقدس ـ نقش لشکر قدس گیلان در عملیات کربلای 5

شهید غلامرضا بامروتدر عملیات کربلای 5 لشکر قدس گیلان تحت امر قرارگاه نجف وبه استعداد 9 گردان پیاده وارد عمل شد. یگان­های قرارگاه نجف بعد از شکستن خط توسط قرارگاه کربلا می­بایست وارد عمل می­شدند. لشکر قدس گیلان نیز پس از آنکه خط شلمچه باز گردید، بنا به دستور وارد عمل شد. ماموریت لشکر قدس حمله به جزیره بوارین و انهدام قرارگاه فرماندهی مستقر درجزیره و تصرف و تامین جزیره بود.

طی عملیات کربلای 5 و مراحل تکمیلی آن لشکر قدس گیلان 253 شهید تقدیم ایران اسلامی نمود.

 در شب اول سه گردان از لشکر وارد عمل شدند: گردان میثم، گردان امام حسین(ع) و حمزه سید الشهدا(ع). این سه گردان موفق شدند قسمتی از جزیره را تصرف نمایند. اما چون سایر یگان­ها از جناحین به علت مقاومت سرسختانه دشمن موفق به پیشروی نشده بودند و از طرفی تصرف جزیره ناقص صورت گرفته بود، بنا به دستور به مواضع قبلی بازگشتند.

در شب دوم با وارد عمل شدن گردان­های سردار جنگل، کمیل و مالک اشتر بخش

اعظم جزیره بوارین به تصرف رزمندگان لشکر قدس گیلان درآمد و قرارگاه­های مستقر در جزیره منهدم گردید. در ادامه عملیات، گردان خندق نیز وارد عمل شده و پس از دفع چندین پاتک، جزیره توسط لشکر قدس گیلان، لشکر نصر و دیگر لشکرها به تصرف کامل نیروهای خودی در آمد.

در ادامه، گردان سلمان به همراه یک گردان از لشکر 57 برای تصرف جزیره ام الطویل وارد عمل شدند. در این مرحله، گردان سلمان موفق شد پل ارتباطی بین جزیره بوارین و ام الطویل را تصرف نماید.

 در مراحل بعدی عملیات کربلای 5، لشکر قدس با گردان­های سردار جنگل، میثم، حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) در جزیره ام الطویل و سپس در جاده شلمچه در غرب نهر جاسم، به پدافند از مواضع جدید متصرفی پرداختند.

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 22:28 در دوشنبه 21 دی1388

| |

سیاسی ـ «جام زهر» یک سرباز به رهبرش!

هاشمی ـ رضاییدر اواخر سال­های نبرد و در کشاکش جنگ تحمیلی رژیم بعث صدام علیه ملت ایران بودیم که کم کم زمزمه تحلیل قوای ایران برای ادامه جنگ در برخی از سران نظامی و سیاسی آن وقت  نواخته شد.

دلایل این عده از مسئولین برای خاتمه جنگ و قبول قطعنامه از سوی امام خمینی(ره)، کمبود امکانات کافی و همچنین عدم استقبال مردم از ادامه مبارزه با جبهه کفر عنوان می­شد.

از جمله مهمترین اشخاصی که در این زمینه بیشترین رایزنی را با امام خمینی(ره) داشتند، مثلث هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس)، میرحسین موسوی (نخست وزیر) و محسن رضایی (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) از مسئولین آن سال­های نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.

بعد از صحبت­های به اصطلاح کارشناسی افرادی نظیر شخصیت­های فوق­الذکر و فشار زیاد آن­ها، ایشان امام امت را به پذیرش قطعنامه وادار می­کنند، تا جائیکه امام خمینی(ره) در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه به رشته تحریر درآورده بودند، از نوشیدن جام زهری سخن به میان می­آورند که برای مردمی که برای امامشان جان و سر می­دادند، بسیار دلهره­آور و نگران کننده بود. اما ایشان در ادامه پیام خود بیان می­دارند که آیندگان از حقیقت ماجرا اطلاع پیدا خواهند نمود.

همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامه­ای مشابه نامه­های آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیت­الله خامنه­ای ـ نامه می­دهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین!

به راستی اگر ملت مبارز ایران توان ایستادگی در برابر رژیم منحوس بعثی را نداشت، چگونه پس از قبولی قطعنامه از سوی ایران و حمله مجدد صدام به خاک کشورمان و در پی آن با فرمان تاریخی خمینی کبیر(ره)، مبنی بر حضور حداکثری در جبهه­ها، به ندای امام خود آنچنان با صلابت لبیک گفتند و راهی میدان حق علیه باطل شدند که رژیم صدام دوباره تا مرزها به عقب رانده شد!؟ تا جائیکه امام پس از مشاهده حضور مجدد و پرشکوه مردم در جبهه­ها فرمودند اگر می­دانستم که مردم مانند گذشته در عرصه حضور دارند هرگز قطعنامه را قبول نمی­کردم.

اینجاست که مشخص می­شود برخی از این مسئولین ترسو ـ که نام برخی­شان در بالا آمده ـ با ارائه تحلیل­های نادرست خود جام زهری تلخ را به امام امت نوشاندند.

حال تاریخ تکرار شده و همان سربازان فدایی! خمینی کبیر(ره) در نامه­ای مشابه نامه­های آن وقت، به رهبر عزیزمان ـ حضرت آیت­الله خامنه­ای ـ نامه می­دهند، آن هم از روی گستاخی و به صورت سرگشاده، که آقا کوتاه بیا! و با موسوی بر سر میز مذاکره بنشین!

این سربازان فداکار! جام زهر دیگری را آماده نموده­اند تا این بار بر خلف صالح آن امام بزرگوار بنوشانند، اما غافل از این نکته­اند که پیروان آن امام همام مؤمنانی هستند که از یک سوراخ دو بار گزیده نخواهند شد، و اجازه نخواهند داد که این سربازان ترسو! و کوتوله جام زهری دیگر بر امام­شان بنوشانند.


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 23:31 در دوشنبه 14 دی1388

| |

اجتماعی ـ لقمه حرام و عدم درک حقیقت

مهدی کروبیدر روز عاشورا، هنگامی که حسین بن علی(علیه­السلام) ـ پس از پندها و نصایح فراوان که با اردوگاه یزید داشت ـ خطاب به سپاهیان باطل فرمود که، اگر شکم­هایتان را از لقمه حرام پُر نمی­کردید به راحتی حق را از باطل تشخیص می­دادید و به حقانیت من پی می­بردید.

شاید برای برخی فهم ارتباط بین لقمه حرام و درک حقیقت کمی سخت باشد، اما اگر کمی نکته بین باشیم، به راحتی می­توان مصداق­های فراوانی را در تبیین این نکته حیاتی و تأثیر گذار نام برد.

برای مثال اگر به زندگی شیخ اصلاحات، مهدی کروبی توجه کنیم به برهه­ای از زندگی وی خواهیم رسید که در کسوت ریاست مجلس بود، و در همان روزها خبری مانند بمب در جامعه صدا کرد و آن، اهدای پول غیر قانونی ـ شما بخوانید حرام ـ از سوی شهرام جزایری به این شیخ ساده لوح بود.

حال با هم می­آییم به کمتر از 10 سال بعد یعنی سال 1388

اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمی­رفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمی­بودیم.

شیخ همان شیخ است؛ با این تفاوت که دیگر  نه تنها در برابر توهین ولی فقیه زمان خود بی تفاوت است، بلکه به پاره شدن عکس بنیانگذار انقلاب ـ همان کسی که شیخ ما تمام اندک اعتبار خود را از او و انقلاب او گرفته ـ  توسط حامیان خود نیز حساسیتی نشان نمی­دهد.

این ها که هیچ، لقمه حرام در شیخ ما آن­چنان تأثیر خود را گذاشته که نه تنها در برابر حرمت­شکنی، رقص و شادی طرفداران خود در روز عاشورا به امام حسین(ع)موضعی نمی­گیرد بلکه در حمایت از آشوب­گران و علیه نظام بیانیه نیز می­دهد.

این است مصداق امروزی تأثیر لقمه حرام در عدم شناخت حقیقت.

اگر لقمه حرام شهرام جزایری و لقمه های مشابه دیگر از حلقوم شیخ ساده لوح پایین نمی­رفت، شاید هیچگاه شاهد چنین روزی برای او نمی­بودیم.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا. آمین!


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 0:34 در شنبه 12 دی1388

| |

اجتماعی ـ چرا بسیج مستضعفین؟

همه کسانی که خود را بسیجی می­دانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند.

بسیج، مولود مبارک انقلاب و ابتکار فرخنده امام راحل(ره) می­باشد. به راستی چگونه است که امام راحل در هنگام تأسیس چنین نیروی عظیمی صفت «مستضعفین» را در انتهای این نام مقدس قرار داد؟ شاید برخی اینگونه تصور کنند که منظور از «بسیج مستضعفین»، بسیج انسان­هایی است که از فرط بیچارگی و فقر به نان شب محتاجند و تحت ظلم ثروتمندان جامعه قرار دارند، و بسیج مستضعفین به عنوان مرجعی است که می­توانند تحت لوای آن حق خود را از ظالمان اقتصادی بگیرند. حال آنکه اگر اینگونه تصور کنیم بسیاری از اقشار جامعه که مشکل اقتصادی ندارند از دایره بسیج خارج خواهند شد. این سوالی است که به محض شنیدن نام این نهاد مقدس به ذهن خطور می­کند. با چنین تصوری دیگر اقشار جامعه، اعم از کارگران، کارمندان، دانش­آموزان، دانشجویان، بازاری­ها، مهندسان، دکترها و ... که درصد بالایی از جمعیت جهان را تشکیل می­دهند دیگر جایی در بسیج نخواهند داشت!

حال آنکه در تفکرات امام اینگونه بود که ما باید کاری کنیم که همه عضو بسیج باشند و بدین ترتیب بود که فرمان بسیج بیست میلیونی را صادر فرمودند. آری مستضعف تنها به معنای فقیر اقتصادی نیست بلکه فقر اجتماعی، دینی، اخلاقی و ... را دربر می­گیرد.

اگر در دنیا مستضعف اقتصادی باشد مطمئناً ظلم اقتصادی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف اجتماعی باشد مطمئناً ظلم اجتماعی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف اخلاقی باشد مطمئناً ظلم اخلاقی نیز هست.

اگر در دنیا مستضعف دینی باشد مطمئناً انحراف دینی نیز هست، و بسیاری از اگرهای دیگر که بسیج مستضعفین برای مبارزه با این ظلم و ستم­ها و انحرافات، و همچنین کمک به مستضعفین جهان خود را آماده مبارزه با ظالمان نموده است، و همه کسانی که خود را بسیجی می­دانند باید خود را برای مقابله با فساد اقتصادی، اخلاقی، دینی و ... در هر جای جهان هستی، آماده مبارزه نمایند.

این است معنای واقعی بسیج مستضعفین.


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 17:20 در دوشنبه 2 آذر1388

| |

پیامک (SMS) ـ سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)

لباس یاس بر تن کرد زهرا(س)                         کنار دست او بنشست مولا

محمد(ص) خطبه خواند زهرا بلی گفت                            غلط گفتم «بلی» نه «یا­علی» گفت

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 11:44 در جمعه 29 آبان1388

| |

سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!

وحدت ملی

پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دولت­های استکباری به ویژه آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولت­های اروپایی نظیر فرانسه و ... که آشکارا علیه نظام اسلامی ایران به پا خواستند، بسیاری از دنباله­های داخلی آن­ها ازجمله خاتمی، موسوی، کروبی و خیلی­های دیگر ـ که ذکر نام همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد ـ فریب ظاهر امر را خوردند و به خیال خام خود که دیگر کار انقلاب تمام است، تراوشات درونی ذهن خود را که مدت­ها منتظر به ظهور رساندن آن بودند، علنی کردند.

باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!

 اینان غافل از تفاوت آنچه در کشورهایی نظیر اوکراین و گرجستان رخ داده و با موفقیت همراه بود، تصور می­کردند که نظام ولایی ایران نیز چیزی شبیه این کشورهاست که با چند تحصن و بستن پارچه­های رنگی حکومت آن تغییر کند!

خاتمی، موسوی و کروبی پس از ادعای اتهامات گوناگون علیه نظام از قبیل تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان، کشته شدن افراد ادعایی ـ که بعدها مشخص شد همگی آن­ها هیچ­گاه کشته نشدند و همگی زنده هستند ـ و ده­ها جرم دیگر، هنگامی که مشاهده نمودند هیچ­کدام از ترفندهای آنان مثمر ثمر نگشته است به­ناچار دست به حربه جدیدی زدند که در ادامه می­خوانید.

آری، در چنین شرایط سختی، تنها راه برون رفت از این شکست مفتضحانه برای این سه نفر، مطرح نمودن طرح­هایی نظیر طرح وحدت ملی می­تواند باشد. وحدتی که هیچ­کدام از آن­ها به هیچ وجه به آن اعتقادی ندارند. زیرا اگر کوچکترین اعتقادی به آن داشتند اعمالی از قبیل تظاهرات غیرقانونی در خیابان ها و آتش زدن اموال مردم و ده­ها جرم دیگر را آن هم به دلیل ادعاهای دروغین مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به زندانیان و ... که تمامی آن ها، هرگز ثابت نشد، انجام نمی­داند.

جاودانه با یاد و خاطره شهدای والا مقام وحدت، شهید شوشتری و همرزمان شهیدش که در بیابان­های سیستان به معنای واقعی کلمه در صدد تحقق وحدت بودند.

کسانی به طرح وحدت ملی اعتقاد دارند که در سایه ولایت فقیه ـ آن هم در عمل و نه در حرف ـ مانند «نورعلی­ شوشتری»­ ها برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی و ایجاد وحدت بیشتر میان برادران شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط دور دست و محروم ایران اسلامی از جان، مال، خانه و کاشانه و همه دلبستگی­های خود می­گذرند تا کوچکترین تعدی به نظام ولایی ایران وارد نشود، تا جایی که نه تنها در زمان حیات خود موجبات وحدت در جامعه اسلامی را فراهم می­نمایند، بلکه ریخته شدن مظلومانه خون­شان نیز بهانه­ای دیگر می­شود برای وحدت بیشتر مردم مسلمان ایران!

حال باید دید کدام­یک از این سران  ـ به اصطلاح ـ اصلاحات چنین خصوصیتی دارند. این یک موضوع بدیهی است که رهبران اصلاحات که در مواقع خطر دم از وحدت می­زنند، هیچ­گاه به این واژه مقدس کوچک­ترین اعتقادی ندارند و نگارنده هیچ شک ندارد که در خلوت خود به این واژه از اعماق وجود پوزخند می­زنند.

در چنین شرایطی باید به این سه دروغگوی جیره­خوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شده­اند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا می­شود با اینان وحدت داشت یا خیر!


روح اله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 1:2 در سه شنبه 5 آبان1388

| |

اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!

مرز ایران ـ آذربایجانیاد دارم معلم علوم را که وقتی از خواص خاک حرف می­زد، می­گفت که تمام خاک­های کره زمین دارای خواص مشترکی هستند. مثلاً سیلیسیم دارند، منیزیم دارند و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدامشان یادم نیست!

 چند وقت پیش در سفری تفریحی از رشت به آستارا وقتی که از کنار مرز که در سمت راست جاده بود، به آن سوی مرز ـ یعنی خاک کشور جمهوری آذربایجان ـ نگاه می­کردم ناگاه به یاد حرف معلم علوم دوره راهنمایی­ام اتفادم. راست می­گفت علاوه بر شباهت­هایی که او می­گفت چیزهای دیگری نیز بود. مثلاً آن طرف سیم خاردار، همان درختان و بوته­هایی روئیده بودند که در این سمت سیم خاردار نیز وجود داشتند و خیلی چیزهای مشابه دیگر.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

اما در این میان تفاوت­هایی میان این دو خاک بود که در حالت ظاهر دیده نمی­شود، که هرکدامشان بارها و بارها ارزشی بیش از چیزهایی داشتند که معلم علوم سر کلاس درس گفته بود.

ارزش­هایی که خیلی­ها برای آن از بسیاری از علایق خود گذشتند. شاید باور کردنش سخت باشد که یکی برای آن «دست» داد یکی دیگر «پا» داد دیگری «خون» داد آن یکی «سر» داد و بسیاری «جان»!!

این ارزش­ها رنگی دیگر به این خاک می­دهند که زمین تا آسمان آن را با خاک آن طرف سیم خاردار متمایز می­کند. خاکی که ولایت فقیه در آن معنا می­شود، عشق، صفا، صمیمیت و تمام خوبی­های دیگر در آن یافت می­شود.

آری این­ها بود که سبب شد بسیاری برای این خاک جان و سر و دست و پا بدهند تا به سلامت به دست ما برسد و اگر نه، این همه گذشت و فداکاری معنا نمی­یافت.

در راه برگشت با خود فکر می­کردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز می­داشتیم.

با این حال ما مانده­ایم و وظیفه ای بس سنگین در حفظ این خاک. خدا کند شرمنده نشویم .


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 21:15 در جمعه 17 مهر1388

| |

سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی

سید محمد مهدی طباطباییآقای سید مهدی طباطبایی در یک برنامه تلویزیونی نظرات خود را در مورد حوادث بعد از انتخابات در چند جمله بیان نمودند که به این شرح می­باشد:

«من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانی‌ای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می‌کردند بسیاری از این فتنه‌ها اتفاق نمی‌افتاد.»

آقای طباطبایی در بیان نظر خود ـ هر چند در رسانه ملی ـ کاملا آزادند، اما نکته­ای که باید به ایشان تذکر داد اینست که چگونه می­شود که در  تمام مدت قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، که رقبای احمدی­نژاد همه گونه بی­قانونی و تخلف را از خود بروز دادند، هیچگونه موضع گیری نداشته­اند اما در قبال رفتار احمدی­نژاد چنین بی پروا سخن می­گویند.

برای روشن­تر شدن مطلب، لازم است برخی از تخلفات و جرایمی را که از جانب رقبای احمدی­نژاد انجام گرفت و نگارنده مدعی آن است، به جهت سندِ ادعا و همچنین روشن شدن ایشان یادآور شوم؛

براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

1. ارائه آمارهای دروغ که از مراکز وابسته به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبه­های تاریخی خود در نماز جمعه به آن اشاره نمودند؛

2. متهم نمودن رئیس جمهور به دروغگویی در تمام تبلیغات گفتاری، نوشتاری و ...؛

3. ایجاد اجتماعات غیرقانونی در خیابان­های شهر؛

4. پیگیری مطالبات از طریق روش­های غیرقانونی و انتشار بیانیه­های هیجان­آور، جهت گسیل مردم به خیابان که منجر به کشته شدن ده­ها انسان بی­گناه گردید؛

5. ایجاد دفتر ضبط برنامه های BBC فارسی در یکی از ستادهای آقای موسوی برای خوراک دادن به این رسانه ضد انقلاب در روزهای انتخابات، و بسیاری دیگر از تخلفات ریز و درشت که پرداختن به همه آن­ها در این وجیزه نمی­گنجد.

آقای طباطبایی!

اگر نمی­دانید ـ که می­دانید! ـ طبق اسناد معتبر بدست آمده از اغتشاشگران، تمامی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، همگی از مدت­ها قبل از انتخابات جزو پروژه­های اجرایی جناح مذکور بعد از احراز شکست در انتخابات بود. به همین دلیل قبل از شروع انتخابات کمیته غیرقانونی صیانت از آرا شکل گرفت یعنی زمانی که هنوز هیچ چیز در مورد نتیحه انتخابات مشخص نبود!

آقای طباطبایی!

یک انسان با انصاف چگونه می­تواند تمام این حقایق را نبیند و فقط به شال سبزی که دکتر احمدی­نژاد در روز بعد از انتخابات بر گردن انداخت بی­انصافانه! حمله نماید، و حتی فراتر از آن رفته و آشوب­هایی را که از مدت­ها پیش نقشه آن طراحی شده بود به یک حرکت رئیس جمهور نسبت دهد؟!!

آقای طباطبایی!

با توجه به آنچه که گفته شد، براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!

و چه خوب فرمودند رهبر عزیز انقلاب و نایب بر حق امام زمان(روحی له الفداه)، که «همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌های خود باشند زيرا نگفتن مسائلی كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.»(1)

«نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.»(2)

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1. دیدار کارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب 29/4/88

2. همان


روح الله قمری

[+] نوشته شده توسط نویسنده : روح الله قمری رأس ساعت 22:57 در سه شنبه 30 تیر1388

| |

:: مطالب پيشين
عکس ـ الله اکبر خامنه ای رهبر
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا) ـ شهيد حسين خرازی، فرمانده لشكر 14 امام حسين(ع)
دفاع مقدس ـ نقش لشکر قدس گیلان در عملیات کربلای 5
سیاسی ـ «جام زهر» یک سرباز به رهبرش!
اجتماعی ـ لقمه حرام و عدم درک حقیقت
اجتماعی ـ چرا بسیج مستضعفین؟
پیامک (SMS) ـ سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)
سیاسی ـ «وحدت» از حرف تا عمل!
اجتماعی ـ خاک، خاک نیست!!
سیاسی ـ سخنی با حجت الاسلام سید محمد مهدی طباطبایی
سیاسی ـ یک بام و دو هوای آقای هاشمی!
شعر - این روزها
یک جرعه آفتاب ـ امام خمینی(ره): غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!
شعر ـ آقا سلام
سیاسی ـ «عایشه» های عصر مدرنیته!
شعر ـ وای مردم وای بی مادر شديم
سیاسی ـ شال سبز!
سیاسی ـ «افتضاح» از دیدگاه میرحسین موسوی
یک جرعه آفتاب ـ بسیجی در کلام امام خمینی(ره)
زندگی نامه شهدا ـ شهید مصطفی زمانی
دانلود ـ نقش وهابیت در تحریف حقایق ولادت حضرت علی(ع)
شعر ـ نجوا
خاطرات ـ شهید عبدالحسین برونسی
سیاسی ـ دومین روز تحصن دانشجویان گیلانی در فرودگاه رشت در اعتراض به جنایات صهیونیستها در غزه
سیاسی ـ بیانیه شماره یک دانشجویان رشتی متحصن در فرودگاه بین المللی سردار جنگل رشت
سیاسی ـ «مُنتَظَر» ها بیدارند!
یک جرعه آفتاب ـ پیام مهم رهبر معظم انقلاب به مناسبت جنایات اسرائیل علیه مردم مظلوم غزه
خاطرات ـ شهید مهدی منتظر قائم
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا) ـ شهید محمد ابراهیم همت
شعر ـ تو ننگ عربی، سید حسن!

::افق های روشن::