صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...

سیاسی![]()
اجتماعی![]()
دفاع مقدس![]()
عکس![]()
شعر![]()
ادبی![]()
روزشمار جنگ![]()
طنز![]()
پاسخ به ابهامات جنگ![]()
زندگی نامه شهدا![]()
خاطرات جبهه و جنگ![]()
دل نوشته هاي روح الله![]()
خلاقیت ها![]()
یک جرعه آفتاب![]()
دانلود![]()
نصیحت نامه (وصیت نامه شهدا)![]()
پیامک (SMS)![]()
پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد
...............................
![]()
![]()
![]()
..............................
براي تبادل لينک ابتدا لينک ما را با نام:::افق های روشن:: در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار را براي شما انجام دهیم.
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
تاسوعا؛ يعنی نفی تعلقات دنيوی، يعنی ماديت دنيا را كم ديدن، يعنی دست رد بر امان نامه دنيا زدن، يعنی غيرت دينی داشتن.
تاسوعا؛ يعنی ولايت پذيری، يعنی بر لب آب تشنه مردن، تاسوعا يعنی...
يعنی عباس!
و آنان كه عاشورايی مردند، تاسوعايی زيستند.
برادر خوبم! در زندگي، تاسوعاهای زيادی به سراغت می آيند، زنهار كه غفلت نكنی، وگرنه در عاشورای زندگی ات نخواهي دانست كه چه بايد كرد.

پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دولتهای استکباری به ویژه آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولتهای اروپایی نظیر فرانسه و ... که آشکارا علیه نظام اسلامی ایران به پا خواستند، بسیاری از دنبالههای داخلی آنها ازجمله خاتمی، موسوی، کروبی و خیلیهای دیگر ـ که ذکر نام همه آنها در این وجیزه نمیگنجد ـ فریب ظاهر امر را خوردند و به خیال خام خود که دیگر کار انقلاب تمام است، تراوشات درونی ذهن خود را که مدتها منتظر به ظهور رساندن آن بودند، علنی کردند.
|
باید به این سه دروغگوی جیرهخوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شدهاند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا میشود با اینان وحدت داشت یا خیر! |
اینان غافل از تفاوت آنچه در کشورهایی نظیر اوکراین و گرجستان رخ داده و با موفقیت همراه بود، تصور میکردند که نظام ولایی ایران نیز چیزی شبیه این کشورهاست که با چند تحصن و بستن پارچههای رنگی حکومت آن تغییر کند!
خاتمی، موسوی و کروبی پس از ادعای اتهامات گوناگون علیه نظام از قبیل تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان، کشته شدن افراد ادعایی ـ که بعدها مشخص شد همگی آنها هیچگاه کشته نشدند و همگی زنده هستند ـ و دهها جرم دیگر، هنگامی که مشاهده نمودند هیچکدام از ترفندهای آنان مثمر ثمر نگشته است بهناچار دست به حربه جدیدی زدند که در ادامه میخوانید.
آری، در چنین شرایط سختی، تنها راه برون رفت از این شکست مفتضحانه برای این سه نفر، مطرح نمودن طرحهایی نظیر طرح وحدت ملی میتواند باشد. وحدتی که هیچکدام از آنها به هیچ وجه به آن اعتقادی ندارند. زیرا اگر کوچکترین اعتقادی به آن داشتند اعمالی از قبیل تظاهرات غیرقانونی در خیابان ها و آتش زدن اموال مردم و دهها جرم دیگر را آن هم به دلیل ادعاهای دروغین مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به زندانیان و ... که تمامی آن ها، هرگز ثابت نشد، انجام نمیداند.
جاودانه با یاد و خاطره شهدای والا مقام وحدت، شهید شوشتری و همرزمان شهیدش که در بیابانهای سیستان به معنای واقعی کلمه در صدد تحقق وحدت بودند.
کسانی به طرح وحدت ملی اعتقاد دارند که در سایه ولایت فقیه ـ آن هم در عمل و نه در حرف ـ مانند «نورعلی شوشتری» ها برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی و ایجاد وحدت بیشتر میان برادران شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط دور دست و محروم ایران اسلامی از جان، مال، خانه و کاشانه و همه دلبستگیهای خود میگذرند تا کوچکترین تعدی به نظام ولایی ایران وارد نشود، تا جایی که نه تنها در زمان حیات خود موجبات وحدت در جامعه اسلامی را فراهم مینمایند، بلکه ریخته شدن مظلومانه خونشان نیز بهانهای دیگر میشود برای وحدت بیشتر مردم مسلمان ایران!
حال باید دید کدامیک از این سران ـ به اصطلاح ـ اصلاحات چنین خصوصیتی دارند. این یک موضوع بدیهی است که رهبران اصلاحات که در مواقع خطر دم از وحدت میزنند، هیچگاه به این واژه مقدس کوچکترین اعتقادی ندارند و نگارنده هیچ شک ندارد که در خلوت خود به این واژه از اعماق وجود پوزخند میزنند.
در چنین شرایطی باید به این سه دروغگوی جیرهخوار غرب فهماند که ابتدا پاسخی برای جرایمی که مرتکب شدهاند بیابند، تا آنگاه مردم بسنجند که آیا میشود با اینان وحدت داشت یا خیر!
روح اله قمری
یاد دارم معلم علوم را که وقتی از خواص خاک حرف میزد، میگفت که تمام خاکهای کره زمین دارای خواص مشترکی هستند. مثلاً سیلیسیم دارند، منیزیم دارند و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدامشان یادم نیست!
چند وقت پیش در سفری تفریحی از رشت به آستارا وقتی که از کنار مرز که در سمت راست جاده بود، به آن سوی مرز ـ یعنی خاک کشور جمهوری آذربایجان ـ نگاه میکردم ناگاه به یاد حرف معلم علوم دوره راهنماییام اتفادم. راست میگفت علاوه بر شباهتهایی که او میگفت چیزهای دیگری نیز بود. مثلاً آن طرف سیم خاردار، همان درختان و بوتههایی روئیده بودند که در این سمت سیم خاردار نیز وجود داشتند و خیلی چیزهای مشابه دیگر.
|
در راه برگشت با خود فکر میکردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز میداشتیم. |
اما در این میان تفاوتهایی میان این دو خاک بود که در حالت ظاهر دیده نمیشود، که هرکدامشان بارها و بارها ارزشی بیش از چیزهایی داشتند که معلم علوم سر کلاس درس گفته بود.
ارزشهایی که خیلیها برای آن از بسیاری از علایق خود گذشتند. شاید باور کردنش سخت باشد که یکی برای آن «دست» داد یکی دیگر «پا» داد دیگری «خون» داد آن یکی «سر» داد و بسیاری «جان»!!
این ارزشها رنگی دیگر به این خاک میدهند که زمین تا آسمان آن را با خاک آن طرف سیم خاردار متمایز میکند. خاکی که ولایت فقیه در آن معنا میشود، عشق، صفا، صمیمیت و تمام خوبیهای دیگر در آن یافت میشود.
آری اینها بود که سبب شد بسیاری برای این خاک جان و سر و دست و پا بدهند تا به سلامت به دست ما برسد و اگر نه، این همه گذشت و فداکاری معنا نمییافت.
در راه برگشت با خود فکر میکردم، کاشکی در دوران راهنمایی درسی با عنوان «ولایت» نیز میداشتیم.
با این حال ما ماندهایم و وظیفه ای بس سنگین در حفظ این خاک. خدا کند شرمنده نشویم .
روح الله قمری
آقای سید مهدی طباطبایی در یک برنامه تلویزیونی نظرات خود را در مورد حوادث بعد از انتخابات در چند جمله بیان نمودند که به این شرح میباشد:
«من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم، به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات، سخنرانیای را که یک هفته بعد از انتخابات کردند انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی میکردند بسیاری از این فتنهها اتفاق نمیافتاد.»
آقای طباطبایی در بیان نظر خود ـ هر چند در رسانه ملی ـ کاملا آزادند، اما نکتهای که باید به ایشان تذکر داد اینست که چگونه میشود که در تمام مدت قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، که رقبای احمدینژاد همه گونه بیقانونی و تخلف را از خود بروز دادند، هیچگونه موضع گیری نداشتهاند اما در قبال رفتار احمدینژاد چنین بی پروا سخن میگویند.
برای روشنتر شدن مطلب، لازم است برخی از تخلفات و جرایمی را که از جانب رقبای احمدینژاد انجام گرفت و نگارنده مدعی آن است، به جهت سندِ ادعا و همچنین روشن شدن ایشان یادآور شوم؛
|
براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!! |
1. ارائه آمارهای دروغ که از مراکز وابسته به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب نیز در خطبههای تاریخی خود در نماز جمعه به آن اشاره نمودند؛
2. متهم نمودن رئیس جمهور به دروغگویی در تمام تبلیغات گفتاری، نوشتاری و ...؛
3. ایجاد اجتماعات غیرقانونی در خیابانهای شهر؛
4. پیگیری مطالبات از طریق روشهای غیرقانونی و انتشار بیانیههای هیجانآور، جهت گسیل مردم به خیابان که منجر به کشته شدن دهها انسان بیگناه گردید؛
5. ایجاد دفتر ضبط برنامه های BBC فارسی در یکی از ستادهای آقای موسوی برای خوراک دادن به این رسانه ضد انقلاب در روزهای انتخابات، و بسیاری دیگر از تخلفات ریز و درشت که پرداختن به همه آنها در این وجیزه نمیگنجد.
آقای طباطبایی!
اگر نمیدانید ـ که میدانید! ـ طبق اسناد معتبر بدست آمده از اغتشاشگران، تمامی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، همگی از مدتها قبل از انتخابات جزو پروژههای اجرایی جناح مذکور بعد از احراز شکست در انتخابات بود. به همین دلیل قبل از شروع انتخابات کمیته غیرقانونی صیانت از آرا شکل گرفت یعنی زمانی که هنوز هیچ چیز در مورد نتیحه انتخابات مشخص نبود!
آقای طباطبایی!
یک انسان با انصاف چگونه میتواند تمام این حقایق را نبیند و فقط به شال سبزی که دکتر احمدینژاد در روز بعد از انتخابات بر گردن انداخت بیانصافانه! حمله نماید، و حتی فراتر از آن رفته و آشوبهایی را که از مدتها پیش نقشه آن طراحی شده بود به یک حرکت رئیس جمهور نسبت دهد؟!!
آقای طباطبایی!
با توجه به آنچه که گفته شد، براستی متهم کردن رئیس جمهور مکتبی ـ برای شما که معلم اخلاق نگارنده بوده اید ـ عملی خلاف موازین اخلاقی نیست؟!!
و چه خوب فرمودند رهبر عزیز انقلاب و نایب بر حق امام زمان(روحی له الفداه)، که «همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتنهای خود باشند زيرا نگفتن مسائلی كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلی كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.»(1)
«نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.»(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــ
1. دیدار کارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب 29/4/88
2. همان
روح الله قمری
جناب هاشمی!
در خطیههای نماز جمعه مطالبی را گفتید که تمامش در نوع خود جالب بود. نگارنده قصد پرداختن به همه آنها را در این وجیزه ندارد و فقط به یکی از آن همه اشاره میکند:
جناب هاشمی!
از آزادی تمام زندانیان حوادث اخیر که بعد از انتخابات بازداشت شدند حرف زدید. راستی مگر از ماهیت آنها خبر ندارید که اینگونه فرمایش کردهاید؟
جناب هاشمی!
در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که جرمشان آتش زدن مسجد است، که ملت به آن میگوید خانه خدا و در فرهنگ مردم مسلمان (شیعه و سنی) از قداست بالایی برخوردار است!
در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که قاتل کشته شدگان آشوبهای اخیر هستند، که از بدِ روزگار تنها جرمشان حضور در محل حادثه بود و ملت به آنها میگوید انسانهای بیگناه!
در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که آنها را در خانههای تیمی گرفتهاند، که ملت به آنها می گوید ضد انقلاب و منافق!
|
اینها که شما برای آزادیشان گریبان پاره میکنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملت اند! |
در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که برای دسترسی به سلاح گرم به حوزههای مقاومت سپاه حمله مسلحانه کردند که ملت به آنها میگوید محارب!
در میان بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، افرادی حضور دارند که دستشان به خون جوانانی آغشته است که در راه مقابله با همان محارب کشته شدند، که ملت به آن کشتهها میگوید شهید!
جناب هاشمی!
همه اینها را نوشتم تا بدانید اینها که شما برای آزادیشان گریبان پاره میکنید، آن هم در جایگاه خطیب جمعه! نه تنها جزو ملت نیستند، بلکه دشمن ملتند!
جناب هاشمی!
در میان فرمایشاتتان از قانون صحبت کردید. در جایی دیگر نیز فرمودید که آزادی زندانیان موجب ایجاد آرامش جامعه و بازگشت اعتماد به مردم خواهد شد! من به عنوان یکی از همین مردم از شما سوالی دارم.
چگونه میتوان از قانون، و التزام به قانون دم زد و از سوی دیگر آزادی افرادی چون محارب، قاتل، موثر در براندازی نرم و وابسته به بیگانه را خواستار شد؟!!
جناب هاشمی!
بام خانه ما یک بام و یک هوا دارد!
روح الله قمری
آسمان تعطیل است
بادها بیکارند
ابرها خشک و خسیس
هق هق گریه ی خود را خوردند
من دلم می خواهد
دستمالی خیس
روی پیشانی تب دار بیابان بکشم
دستمالم را اما افسوس
نان ماشینی
در تصرف دارد
......
......
......
آبروی ده ما را بردند!
استاد قيصر امين پور
نمیشود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط میكنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمیتوانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به ای
غلط میكنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد صحيفه امام(ره) جلد 14 صفحه 378
نها، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند میشود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیسجمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای اینكه میزان اكثریت است؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه باید بپذیریم.
آقا ســـــــــلام ، باز منـــــــم خاک پایــــتان دیـــوانه ای که لک زده قلبــــش برایــــــتان
یک کاغـــذ برهنه ی بی مهر و پاکت است این بار نامــــه ام به تو اتمام حجـــت است
این بار مثنـــوی ست غـــــزل در غم تو مرد از بس به انتـــــــظار نشست و فریب خورد
در این کلاس ســــرد حضور تو واجب است این بار چندم است که استاد غایب است؟
دیگر نه ندبــــــه فایــــده دارد نه انتــــــظار آقا تــــو را به روح غـــــــــــزل هی مرا نکار
این جمعه هم گذشت، نیامد خبـــــــر ز تو گشتم ولی نبــــــود نشان و اثــــــــــر ز تو
نرگس شکفتــــه است تو را داد می زنـــد آقا بیا که فاصـــــله فــــــریاد می زنــــــــد
دیشب ستاره سوخت، غزل مرد، گل برید تا کی به انتظار تو هر جمعه صد شهیــــد؟
این روزها زمیـــــن و زمان زار می زنــــــــد آیینـــــه سر به سینه ی دیـــــــوار می زند
باران ، غـــــــــرور پنــجره را خیس می کند اینجا فرشــــــته سجده به ابلیس می کند
تلخ است طعم هر چه غــــزل در گلوی گل بر باد رفتــــــــــه غنـــــــچه ی پر آرزوی گل
این روزها نمی شــــــــــــود اندوهگین نبود دلــــــواپس نهایــــــــت تلخ زمیــــــــن نبود
تب کرده مادرم ز غمت مدتـــــی مدیـــــــد هذیان مادرم شده «آقا خوش آمدیــــد»
امشب دلم هوای تو کرده ست، بد رقـــــم من جمعه ها عجیب پریشان و عاشقــــــم
آقا ! به حرمــــــــــت نفـــــس اطلسـی بیا در اضطراب ثانیــــــــــــــه ی بی کسـی بیا
امشب دلم عجیب تو را درد می کشـــــــد دستم مدام واژه ی « بر گرد » می کشـد
ماهم! اگر تو دیر کنی دل نمی تپـــــــــــد دیگر دقیقه رد شده از ساعت نــــــــــــــود
این جمعه هم دوباره دلم در غمت شکست مادر برای آمدنت نـــــــــــــــذر کرده است:
سیصد هزار شاخـــــه ی نرگس بکارد و ... سیصد هزار قطـــــــــره ی شبنم ببارد و ...
من سیــــزده ترانـــــــــــــــــه بگویم برای تو من، دختـــری که گم شده در های های تو
حالا به پای مثنـــــــــوی ام سجده می کنم خود را برای تا به ابـــــد بنــــــــــده می کنم
امضاء : دو چشم خیس و دلی در هوایتـــان دیوانه ای که لک زده قلبش برایتــــــــــان ...
همیلا محمدی
داستان جنگ جمل را به خاطر داریم، زمانی که عایشه همسر رسول گرامی اسلام با سوءاستفاده از نسبت با پیامبر خدا، جنگ جمل را بر حضرت امیرالمومنین تحمیل نمود.
در آن روز گمراهان به خیال باطل خود معیارهایی را که پیامبر قبل از پایان عمر شریفش، تبیین نموده بود را رها کردند و به نسبت ها توجه کردند و جانب همسر پیامبر را گرفتند و ... .
امروز نیز تاریخ به گونهای دیگر تکرار شده است. برخی افراد از قبیل «عاتقه صدیقی» همسر شهید رجایی در سخنرانیهای خود مواضع احمدینژاد که منطیق بر دفاع از آرمانهای انقلاب و اسلام و زنده کردن گفتمان امام خمینی(ره) است را محکوم میکنند، آن هم با پنهان شدن پشت سر شهیدان رجایی و امثالهم و سوءاستفاده از شخصیت مورد قبول آن بزرگواران!
حال باید به این دسته خاطر نشان کرد که آیا صرف همسری شهید رجایی بودن مصداق همفکری شما با آن شهید است؟ صد البته که اینچنین نیست؟ اگر اینگونه بود ـ که اینطور نیست ـ باید میان علی(ع) و عایشه ـ نعوذباالله ـ جانب حق را به عایشه داد. حربهای که دشمنان اسلام در مقابل علی(ع) بهکار بردند، در عصر حاضر نیز در حال تکرار است!
آری، تاریخ تکرار مکررات است!
در آن روز تاریخی عایشه ـ که شاید خود ملعبه دست دشمنان اسلام قرار گرفته بود ـ با استفاده از نسبت خود با پیامبر(ص) مردم عوام و بیخرد را به دور خود جمع نمود و به جنگ با امیرالمومنین علی(ع) پرداخت، درحالیکه تنها کسی که با معیارهای پیامبر و اسلام همخوانی داشت و یا به عبارتی بهتر خود اسلام بود، علی(ع) بود.
اگر در روزگاری معیارها فراموش شود و نسبتها جایگزین گردند، همان حادثه تلخ جنگ جمل تکرار خواهد شد. حادثهای که دیروز به واسطه عایشه اجرا شد، امروز به واسطه امثال همسر شهید رجایی به وقوع پیوسته و فردا نیز بدون شک از جانب کسی دیگر به وقوع خواهد پیوست.
حال باید مواظب بود که در این آشفته بازار فتنهگری در این عصر مدرنیته، میان علی(ع) و عایشه زمان، حق را شناخت و حق را انتخاب کرد.انشاءالله
روح الله قمری

شهر پیغمبر پر از بیداد شد آسمان لبریز از فریاد شد
نخل ها بر سینه و سر می زدند طائران عرش پرپر می زدند
چشم جبریل امین مبهوت بود غرق ماتم عالم لاهوت بود
چشم عالم لب به لب الماس شد خاک یثرب مست بوی یاس شد
عالمی خاموش و بی مهتاب گشت ارغوان رخ، ماه عالمتاب گشت
شاپرک هاییم و خاکستر شدیم وای مردم، وای بی مادر شديم
زنده یاد ابوالفضل سپهر
آقای میرحسین موسوی علیرغم این که هنوز زمان تبلیغات انتخاباتی فرا نرسیده است، بر خلاف قانون در حال تبلیغات انتخاباتی هستند.
ایشان گاهاً برخی مطالب را بیان میکنند که به نوبه خود جای بررسی دارد. برای مثال ایشان در بعضی از سخنرانیهای تبلیغاتی ـتاکید میشود تبلیغاتیـ خود افکار و عملکرد دولت احمدینژاد را پوپولیستی و عوامفریبی و «استفاده ابزاری از اعتقادات مردم» ارزیابی کردند. از جمله موارد مورد استناد موسوی، دیدگاه های مذهبی احمدینژاد، توسل به ائمه در تمامی مناسبات داخلی و خارجی وی، استفاده وی از جملات با محتوای ظهور امام زمان(عج) و ... میباشد، که موسوی برای اثبات ادعای خویش از آنها نام میبرد.
از سوی دیگر، افکار و عملکرد احمدینژاد در حالی مورد انتقاد میرحسین موسوی قرار گرفته، که اخیراً ایشان در سخنرانیها، میتینگها و دیگر برنامههای تبلیغاتی خود، از نماد سبز در قالب شال سبز و پرچم سبز استفاده میکند، که نشانگر سیادت ایشان میباشد و دلیل استفاده از این شیوه تبلیغ هم این است که مردم ایران به سیادت افراد احترام ویژه می گذارند.
نگارنده قصد بررسی درستی و یا نادرستی ادعای جناب موسوی را ندارد، اما اگر رفتار احمدینژاد ـبنا بر ادعای آقای موسویـ یک حرکت پوپولیستی و عوام گرایانه باشد، سوالاتی که در این میان به ذهن خطور میکند این است که؛
آیا این سیاست آقای موسوی قابلیت دفاع دارد، و اگر دارد چگونه است که عملکرد احمدینژاد پوپولیستی است و در مقابل عملکرد موسوی پوپولیستی نیست؟
چرا آقای میرحسین موسوی خود از همین روش عوام فریبانه و پوپولیستی ـبه زعم خود ایشانـ برای جذب مخاطب استفاده میکند؟
سوالاتی که آقای میرحسین موسوی تا کنون به آنها جواب نداده است!!